لعنت به اون روزی که دین و مذهب و آیین شما حروم زادهها وارد این خاک شد که باعث بدبختی و فلاکت مردم ایران شد
'
امثال بهشتی از همه ی مادر جنده ها مادر جنده تر است اینها فقط برای توجیه مذهب جنایتکار بدنیا امده اند اینها فقط در حرف خوب اند و در عمل اولا توسط سیستمی که در ان پرورش یافته اند به قدرت نمیرسند و دوما اگر به قدرت عملی برسند خود نیز منحرف شده و دست به جنایت میزنند سوما اگر قرار باشد به قدرت برسند و به فرض محال خوب باشند توسط همان سیستمی که در ان پرورش یافته اند کشته میشوند پس ادمین گرامی یک لطفی بکن و با چهره ی خوب نشان دادن از اینها خود را ضایع و خراب نکن و در اخر ریدم دهان تک تک عنقلابی های ۵۷ از هر طیف و گروهی که بوده اند
Majid Hidary
درستی در مفهوم دقیق آسیب نرساندن همزمان دو وجه مثبت و منفی دارد وجه منفی آن انفعالی یعنی آسیب نرساندن به دیگری برای تامین منافع زودگذر و موقتی خود و وجه مثبت آن جلوگیری یا دفاع از آسیب دیگری است به حریم درونی خود و متعلقات خود که این وجه حالت عملی و واکنشی دارد و این دو وجه روی دیگری از آزادی حقیقی توان اراده آزاد آدمی است که فقط با اقتضای آزادی اراده خود میتوان آنرا نادیده گرفت و انکار کرد و مسوولیت و آزادی خود را از دست داد ....................آزادی توان اراده روی دیگرش مسوولیت در مفهوم فوق است یعنی آسیب نرساندن و جلوگیری از آسیب دیگران و نتیجه عینی و مسلم آن همزمان با هم است و نمیتوان آنرا از هم تفکیک کرد یعنی کسی که مسوولیت در مفهوم فوق را نفی میکند در واقع آزادی خود را نفی میکند و کسی که عملا این مسوولیت را ایفا نمیکند عملا آزادی خود را از دست داده است
ای آزادی اگر روزی به سرزمین من رسیدی در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه با لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی سرد و ترسناک نیا برای مان از مرگ نگو به گورستان نرو گورستان پایان است نباید آغاز باشد . این بار توی دهان هیچ کس نزن وعده ی تو خالی نده نفت را بر سر سفره ها نیار نان مان را بر سر سفره هایمان باقی بگذار . از آب و برق مجانی نگو از تلاش انسانی بگو از سازندگی و آبادانی بگو از تعهد کور نگو از تخصص و دانش و شور بگو . آی آزادی ! اگر روزی به سرزمین من رسیدی با شادی بیا با چادر سیاه و تحجر و ریش نیا با مارش نظامی و جنگ نیا با آواز و موسیقی و رنگ بیا با تفنگهای بزرگ در دست کودکان کوچک نیا با گل و بوسه و کتاب بیا از تقوا و جنگ و شهادت نگو از انسانیت و صلح و شهامت بگو . برایمان از زندگی بگو از پنجره های باز بگو دلهای ما را با نسیم آشتی بده با دوستی و عشق آشنایمان کن به ما شان انسان بودن را بیاموز به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت به ما شان انسان بودن را بیاموز . آی آزادی ... اگر به سر زمین من رسیدی بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری بدانیم که آزادی یک نعمت نیست یک مسئولیت است . به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است ما را با خودت آشنا کن ما از تو چیز زیادی نمی دانیم ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم ای نادیده ترین ! اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم . هان آی آزادی اگر به سرزمین ما آمدی با آگاهی بیا تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که تو را از ما بدزدند تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم آخر می دانی بهای قدمهای تو بر این خاک خون های خوب ترین فرزندان این سرزمین بوده است بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست پس این بار با آگاهی بیا با آگاهی با آگاهی
Ooo
تاریخ نه به غرب مینگرد نه به شرق...حقیقت این هست که به آخر خط رسیده اند.
....مردم اینها را نمی خواهند.باترس که نمیشود ....مذهب آورد
م ب
تاریخ همیشه تکرار می شود وآنان که از تاریخ کسب تجربه وعبرت نگیرند مجبور به تکرار تاریخند آنچه که شاه نکرده را به گردنش انداختند خود به آن الودگیها ( دزدی وفساد وهرزگی وغارت وچپاول ایران ویرانی کشور) رسوا شدند وبایدتاوان آن همه جنایات نیم قرن را پس بدهند ومنفور شوند وحذف گردنداین قانون نا نوشته چرخ گردون روزگار ست
اینها فقط برای توجیه مذهب جنایتکار بدنیا امده اند
اینها فقط در حرف خوب اند
و در عمل اولا توسط سیستمی که در ان پرورش یافته اند به قدرت نمیرسند
و دوما اگر به قدرت عملی برسند خود نیز منحرف شده و دست به جنایت میزنند
سوما اگر قرار باشد به قدرت برسند و به فرض محال خوب باشند
توسط همان سیستمی که در ان پرورش یافته اند کشته میشوند
پس ادمین گرامی یک لطفی بکن و با چهره ی خوب نشان دادن از اینها خود را ضایع و خراب نکن
و در اخر ریدم دهان تک تک عنقلابی های ۵۷ از هر طیف و گروهی که بوده اند
اگر روزی به سرزمین من رسیدی
در قالب پیرمردی سیاه پوش با ریش سپید و عبای سیاه
با لهجه ای غریب و فرهنگی عرب و چشمهایی سرد و ترسناک نیا
برای مان از مرگ نگو
به گورستان نرو
گورستان پایان است
نباید آغاز باشد .
این بار توی دهان هیچ کس نزن
وعده ی تو خالی نده
نفت را بر سر سفره ها نیار
نان مان را بر سر سفره هایمان باقی بگذار .
از آب و برق مجانی نگو از تلاش انسانی بگو
از سازندگی و آبادانی بگو
از تعهد کور نگو
از تخصص و دانش و شور بگو .
آی آزادی !
اگر روزی به سرزمین من رسیدی
با شادی بیا
با چادر سیاه و تحجر و ریش نیا
با مارش نظامی و جنگ نیا
با آواز و موسیقی و رنگ بیا
با تفنگهای بزرگ در دست کودکان کوچک نیا
با گل و بوسه و کتاب بیا
از تقوا و جنگ و شهادت نگو
از انسانیت و صلح و شهامت بگو .
برایمان از زندگی بگو
از پنجره های باز بگو
دلهای ما را با نسیم آشتی بده
با دوستی و عشق آشنایمان کن
به ما شان انسان بودن را بیاموز
به ما بیاموز که چگونه زندگی کنیم
چگونه مردن را به وقت خود خواهیم آموخت
به ما شان انسان بودن را بیاموز .
آی آزادی ...
اگر به سر زمین من رسیدی
بر قلبهای عاشق ما قدم بگذار
مهرت را در دلهای ما بیفکن تا آزادگی در درون ما بجوشد
و تو را با هیچ چیز دیگری تاخت نزنیم
با هر نفس یادمان بماند که تو از نفس عزیز تری
بدانیم که آزادی یک نعمت نیست
یک مسئولیت است .
به ما بیاموز که داشتن و نگهداشتن تو سخت است
ما را با خودت آشنا کن ما از تو چیز زیادی نمی دانیم
ما فقط نامت را زمزمه کرده ایم
ما به وسعت یک تاریخ از تو محروم مانده ایم
ای نادیده ترین !
اگر آمدی با نشانی بیا که تو را بشناسیم .
هان آی آزادی
اگر به سرزمین ما آمدی با آگاهی بیا
تا بر دروازه های این شهر تو را با شمشیر گردن نزنیم
تا در حافظه ی کند تاریخ نگذاریم که تو را از ما بدزدند
تا تو را با بی بند و باری و هیچ بدل دیگری اشتباه نگیریم
آخر می دانی
بهای قدمهای تو بر این خاک
خون های خوب ترین فرزندان این سرزمین بوده است
بهای تو سنگین ترین بهای دنیاست
پس این بار با آگاهی بیا با آگاهی با آگاهی
....مردم اینها را نمی خواهند.باترس که نمیشود ....مذهب آورد