✳️ ایده‌های زامبی: چرا سیاست‌های شکست‌خورده مدام تکرار می‌شوند؟

📖 Zombie Ideas:
Why Failed Policy Ideas Persist

🖌 Brainard Guy Peters & Maximilian Lennart Nagel
©Cambridge University Press
🗓2020

✅ دنیای سیاستگذاری عمومی پر از سیاست‌های ناکارآمد و پرهزینه‌ای است که در سالیان مختلف بارها از سوی دولت‌ها انتخاب شده‌اند. چرا این اتفاق رخ می‌دهد؟

■ بی گای پیترز و ماکسیمیلین نایجل برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «ایده‌های زامبی» استفاده می‌کنند که در کتاب سال ۲۰۲۰ خود در انتشارات کمبریج آن را ابداع کردند.

■ ایده‌های زامبی، ایده‌هایی هستند که، صرف‌نظر از اینکه شواهد بارها و بارها نشان داده‌اند راه‌حل نیستند، همچنان به‌عنوان گزینه اول، یا دست‌کم تنها گزینه موجود، در جعبه ابزار سیاستمداران باقی می‌مانند.
بعضی ایده‌ها موفق‌اند و پایدار؛ بعضی موفق‌اند ولی کنار گذاشته می‌شوند؛ بعضی ناکام‌اند و کنار می‌روند؛ اما «زامبی‌ها» ناکام‌اند و پایدار.

■ در کتاب به نمونه‌هایی از ایده‌های زامبی اشاره شده است:
● کاهش مالیات موجب رشد اقتصادی می‌شود (سیاستی تکراری از زمان ریگان تا ترامپ)
● الزام به کار برای دریافت کمک‌های اجتماعی (welfare-to-work) که در عمل بیشتر باعث حذف افراد از حمایت‌ها شده تا اشتغال مؤثر
● خصوصی‌سازی خدمات عمومی که بارها ناکارآمدی و نارضایتی ایجاد کرده، اما همچنان تکرار می‌شود
● شفافیت مطلق به‌عنوان تنها راهکار مقابله با فساد که بعضاً برعکس منجر به پنهان‌کاری بیشتر می‌شود
● ممنوعیت مواد مخدر یا الکل برای کاهش مصرف با وجود شکست‌های تاریخی و...

■ پیترز و نایجل برای توضیح علت تداوم ایده‌های زامبی در سه سطح نخبگان، سازمان‌ها و جامعه این امر را ریشه‌یابی کرده‌اند. نخبگان و کارشناسان به ایده‌هایی وفادار می‌مانند که قبلاً به‌کار برده‌اند یا از نظر سیاسی برایشان سودمند است.
سازمان‌ها و نهادها ایده‌های جاافتاده را در فرهنگ سازمانی خود نهادینه می‌کنند. برای مردم هم برخی از ایده‌ها با شهودشان سازگارتر است.

■ سیاستمداران ترجیح می‌دهند ایده‌های آشنا،ولو ناکارآمد را تکرار کنند تا مسئول شکست ایده‌های جدید نشوند. همچنین برخی مفاهیم (مثل بازار آزاد یا شفافیت) ارزش نمادین بالایی دارند و به‌راحتی کنار گذاشته نمی‌شوند.

■ نویسندگان در برابر ایده‌های زامبی، از اصطلاح ایده‌های سایه استفاده می‌کنند؛ ایده‌هایی که می‌توانند مفید باشند، اما هرگز فرصت تحقق پیدا نمی‌کنند و در حاشیه باقی می‌مانند.
■ پیترز و نایجل به دولت‌ها توصیه می‌کنند تا به ایده‌های تازه، حتی اگر ابتدا غیرعملی یا پرهزینه به نظر برسند، امکان ورود به فرایند سیاستگذاری داده شود.

■ پیشنهاد دیگر این است که دولت‌ها سازوکارهایی برای بازبینی مستمر ایده‌های سیاستی و ارزیابی واقعی اثربخشی آن‌ها ایجاد کنند. نهادها باید ظرفیت یادگیری از شکست‌ها را افزایش دهند و چرخه بازخورد واقعی بسازند.
در نهایت سیاستگذاری باید مبتنی بر شواهد و نه صرفاً مبتنی بر ایدئولوژی یا تجربه‌های گذشته باشد. این‌گونه است که می‌توان به مرور زمان از شر ایده‌های زامبی خلاص شد.
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment