🔹فلوبر به گی دو موپاسان: اوضاع بد است؟ بنویس!
✉️۳ آگوست ۱۸۷۸، گی دو موپاسان ۲۸ساله، نامهای پر از شکایت به فلوبر نوشت: «... زنانِ لعنتی همانقدر کسلکننده هستند که گوش کردن به شوخیهای مردانه. من دریافتهام که اخبار روزنامهها همیشه یکجور است، که فسادها همه مبتذلاند، و به اندازه کافی راههای متفاوتی برای بیان یک جمله وجود ندارد...»
✉️گوستاو فلوبر، اینطور جواب داد: «تو از یکنواخت بودنِ لعنتی شکایت داری. یک راه حل ساده وجود دارد: برای مدتی کنارش بگذار. اخبار روزنامهها همیشه یک جور است؟ این شکایت یک رئالیست است-وانگهی، تو از آن چه میدانی؟ تو باید با دقت بیشتری به چیزها نگاه کنی...جرمها و فسادها مبتذلاند؟ اما همه چیز مبتذل است. به اندازه کافی راههای متفاوتی برای بیان یک جمله وجود ندارد؟ جستجو کن و باید بیابی... تو باید -دوست جوان من، به من گوش میکنی؟- باید بسیار سختتر کار کنی. گمان میکنم تو قدری ولگردی میکنی. وقتگذرانیت با زنها زیاد است! قایقسواری، زیاد! ورزش، زیاد! یک فرد متمدن از آنچه پزشکان ادعا میکنند به تحرک کمتری نیاز دارد. تو به دنیا آمدهای که شاعر باشی: باش. هر چیز دیگری بیمعنی است -با لذت و سلامتیت شروع کن: این را به کله سفتت فرو کن. علاوه بر این، هر قدر بیشتر ندای درونی و کار خودت را دنبال کنی، وضع سلامتت هم بهتر میشود...آنچه که در حال حاضر نداری، اصول و مرام است. این چیزی است که نمیتوان از آن گذشت - چیزی است که باید داشته باشی؛ مهم است که بتوانی برای خودت کشفش کنی. برای هنرمند فقط یک چیز مطرح است: همه چیز باید قربانی هنر شود... در مجموع، گی عزیز من، از سودازدگی بپرهیز که موجب تباهی است.»
➖متن و تحلیل نامهها با شایعۀ قدیمیِ آیا فلوبر، پدر دو موپوسان است؟ از
LitHub ترجمه از
همشهری#فرهیختگان پیک آگاهی شماست