بخش اول: ریسک ژئوپلیتیک؛ حلقه مفقوده امنیت سایبری بانکها
روزبه نوروزی
در نظام بانکی ایران، ریسک سایبری نباید صرفاً بهعنوان یک مسئله فنی یا IT دیده شود. بانکها در کشوری با تنشهای ژئوپلیتیکی بالا، بخشی از زیرساخت حیاتی، اعتماد عمومی و ثبات اقتصادی هستند. بنابراین حمله سایبری علیه بانک، فقط حمله به سرور یا نرمافزار نیست؛ حمله به اعتماد اجتماعی و کارکرد اقتصادی کشور است.
اشکال راهبردی اینجاست که ریسک ژئوپلیتیک در بسیاری از تحلیلهای امنیتی بانکها بهعنوان یک ورودی رسمی دیده نشده است. پرسش اصلی نباید فقط این باشد که آیا Patch نصب شده یا فایروال فعال است؛ بلکه باید پرسید اگر یک عملیات سایبری هماهنگ علیه چند بانک، شرکت پرداخت یا تأمینکننده مشترک انجام شود، آیا خدمات حیاتی ادامه پیدا میکند؟
در این نگاه، زنجیره تأمین، شرکتهای پیمانکار، Core Banking، دیتاسنترها، سوئیچهای پرداخت، پیامرسانی بینبانکی و حتی ارتباطات رسانهای پس از حادثه، همگی بخشی از سطح حمله محسوب میشوند. ریسک اصلی فقط نفوذ نیست؛ بلکه اختلال همزمان، فرسایش اعتماد عمومی، تأخیر در بازیابی و سرایت بحران به کل شبکه مالی است.
بنابراین بانکها باید با مدل "فرض بر نفوذ" اداره شوند. رزمایشهای منظم، سناریوهای جنگ سایبری، پشتیبانهای ایزوله، پاسخ رسانهای هماهنگ، ارزیابی مستقل امنیتی و مدیریت ریسک تأمینکنندگان باید بخشی از حکمرانی بانکی باشد.
امنیت بانکی در چنین محیطی یعنی تابآوری ملی؛ یعنی توان ادامه خدمت، بازیابی سریع و حفظ اعتماد مردم حتی در شرایط بحران.