✅ استفان شیفمن در کتاب خود به نام «۱۰۱ استراتژی برای موفقیت در فروش» مینویسد: فروشندگان آماتور به اشتباه تصور میکنند: اگر بتوانیم شرکت و محصولمان را به خوبی معرفی کنیم و جزییات فنی آن را به طور دقیق برای مشتری توضیح بدهیم، قطعاً وظیفۀ اصلیمان را انجام دادهایم و موفق میشویم. ■ این دسته از فروشندگان وقتی بعد از شروع معرفی شرکت و محصولشان با قیافههای عبوس مشتریان و عدم موفقیت در فروشندگی مواجه میشوند، تازه یاد این ضربالمثل قدیمی در فروش میافتند: ما بروشور متحرک نیستیم! ■ این ضربالمثل به ما تاکید میکند که نباید فروشندگی را با ارائه اطلاعات دقیق دربارۀ شرکت و محصولمان به مشتری اشتباه بگیریم. ■ در حقیقت، اگر فروشندگی را در ارائه اطلاعات به مشتری خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما به عنوان فروشنده و یک بروشور وجود دارد؟ ■ علاوه بر این، اگر فروشندگی را در حفظ کردن بروشور محصول و توضیح آن به مشتری با شیوهای جذاب خلاصه کنیم، آن وقت چه فرقی بین ما و فروشندگان رقبا وجود دارد؟ ■ شخصاً معتقدم فروشندگانی که بروشور متحرک و سخنگو هستند، هیچ ارزشی برای مشتریان خلق نمیکنند و در نتیجه، کاملاً طبیعی است که مرتب از مشتری «نه» میشنوند. ■ پس اگر میخواهیم نرخ «نه» شنیدن از مشتریان را کاهش بدهیم، باید عادتمان به «بروشور سخنگو بودن» را ترک کنیم و به این مساله بیاندیشیم که چگونه میتوانیم با خلق ارزش برای مشتری و مرتبط کردن محصول یا خدمت پیشنهادیمان با نیازهاو خواستهها گاهنامه مدیر