🌷جمهوری اسلامی ۲.۰ در راه است — و زیبا نخواهد بود!
#دیوید_ایگناتیوس
تحلیلگر ویژه مناسبات امنیتی منطقه و شخصیت مرتبط با نهادهای تصمیمگیر امنیتی-نظامی ایالات متحده، طی مقالهای در [فارن پالیسی](
https://foreignpolicy.com/2026/03/12/iran-war-islamic-republic-regime-change/) (12 مارس 2026) به توصیف وضعیت جمهوری اسلامی ایران پس از حمله آمریکایی-اسرائیلی پرداخته است. ایگناتیوس از منظر یک کارشناس وابسته به ایالات متحده اما با نگرشی واقعنگر و شکّاک، به ترورهای هدفمند مقامات ارشد، ضربات سنگین به ساختار فرماندهی و زیرساختهای نظامی و ادعاهای مربوط به فروپاشی قریبالوقوع نظام اشاره دارد، ولی این پیروزیها را صرفاً «تاکتیکی» قلمداد میکند.
تولد «جمهوری اسلامی ۲.۰»: تحکیم به جای فروپاشی ایگناتیوس استدلال میکند که برخلاف تصور سیاستمداران واشنگتن، ضربات نظامی نه تنها منجر به فروپاشی نشد، بلکه باعث تولد نسخه دوم و بسیار تهاجمیتر از جمهوری اسلامی شده است. او تاکید میکند که «نظام، سنگینترین ضربه آمریکا را دریافت کرده اما همچنان روی پاست» و برخلاف تصور برخی سیاستمداران، هیچ نشانهای از قیام گسترده مردمی برای سرنگونی آن دیده نمیشود. پیامد این وضعیت، شکلگیری «جمهوری اسلامی ۲.۰» است؛ ساختاری که در آن نهادهای نظامی کنترل بیسابقهای بر کشور پیدا میکنند و در یک ائتلاف عملگرایانه با شبکههای اقتصادی داخلی، بقای خود را تضمین خواهند کرد.
انتقال قدرت و انسجام سختمقاله به انتقال قدرت به رهبری جدید انقلاب، آیتالله سید مجتبی خامنهای اشاره کرده و تاکید میکند که این انتقال در میانه جنگ، باعث انسجام لایههای سخت قدرت شده است و مدعی کمرنگ شدن «مشروعیت عمومی» در چشم سیاستمداران ایرانی در این شرایط شده است.
جنگ نامتقارن و نیابتی نوین ایرانیکی از هشدارهای جدی ایگناتیوس، خطر ظهور مجدد و بسیار مرگبارترِ حملات نامتقارن است. او این پدیده را با گروه «سپتامبر سیاه» (که پس از شکست نظامی سازمان آزادیبخش فلسطین در اردن در سال ۱۹۷۰ شکل گرفت) مقایسه میکند، با این تفاوت که شبکههای نیابتی و امنیتی ایران بسیار پیچیدهتر و خطرناکتر هستند. او معتقد است این بُعد از واکنش ایران، هنوز چهره اصلی خود را نشان نداده است و پیشبینی میکند که هستههای مخفی و شبکههای نیابتی ایران، نبرد را از میدانهای رسمی به بنادر، خطوط کشتیرانی و منافع غرب در سراسر جهان منتقل خواهند کرد.
تله فرسایشی برای «جنگ ابدی» ایران با درک حساسیتهای انتخاباتی در آمریکا، به دنبال طولانی کردن بحران است تا از طریق فشار بر بازارهای انرژی و ایجاد ناامنی مداوم، هزینه سیاسی جنگ را برای دولت ترامپ غیرقابل تحمل کند. راهبرد ایران مقاومت تا نقطهای است که غرب بپذیرد «حمله نظامی به ایران دیگر هرگز یک گزینه معتبر نیست».
تغییر رویکرد کشورهای حاشیه خلیج فارس: در پی دیپلماسی با تهران نویسنده پیشبینی میکند که کشورهای عربی همسایه، متوجه آسیبپذیری خود شدهاند. آنها به جای تکیه صرف به آمریکا، سیاستهای دوگانهای اتخاذ میکنند؛ از یک سو (مانند امارات) به دنبال تقویت سپرهای دفاعی پیشرفته خواهند رفت، اما از سوی دیگر بیسروصدا کانالهای دیپلماتیک خود را با تهران بازسازی میکنند تا از ترکشهای جنگ در امان بمانند (همانطور که کشوری مثل عمان به سرعت سیگنالهای تعامل فرستاده است).
سرابِ «تغییر نظام» از بیرونایگناتیوس با استناد به ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی آمریکا (سیا) تاکید میکند که تغییر رژیم از طریق بمباران و نیروی نظامی خارجی یک توهم است. او مینویسد که با وجود تمایل بسیاری در غرب برای عبور از این ساختار سیاسی، «ایرانِ جدید روزی و به شکلی ساخته خواهد شد، اما این کار فقط و فقط به دست خود مردم ایران انجام میپذیرد، نه با مداخله نظامی.»
ایران جدید زیبا نخواهد بود! ایگناتیوس در پایان مقاله نتیجه میگیرد که هرچند آمریکا و اسرائیل ممکن است در نبردهای هوایی پیروز شده باشند، اما در حال باختنِ «جنگِ ثبات» هستند.
او هشدار میدهد که «ایرانِ پس از جنگ»، کشوری زخمی، به شدت نظامیشده و کینهتوز خواهد بود که نه تنها تهدیدی برای منطقه، بلکه چالشی دائمی برای نظم جهانی باقی خواهد ماند. او جمله نهایی خود را با این مضمون به پایان میبرد که: *«پیروزی که به یک جنگ ابدی ختم شود، پیروزی نیست؛ بلکه یک شکستِ تأخیری است.»*
🔴🔴Ellinne