🦊خشم خشم خشم

خیلی وقته می‌خوام بشینم و بنویسم. ولی لرزه‌های خشم هنوز نمی‌ذاره. دستم به قلم نمی‌ره. اگر هم بره، پاک نمی‌نویسه.

انگار نسبت من با دنیا عوض شده. انگار اژدهایی درونم بیدار شده که آتش خشم تف می‌کنه.
در حد همین چند جمله هم ضربانم رو بالا می‌بره. دیگه چیزی برای من مثل سابق نخواهد بود.

خیلی‌ها برام شدن دوستان سابق، فامیل سابق، آشنای سابق...

این روزها می‌گذره، ولی این «ما»ی جدید، با قبلی فرق داره؛ جنگ دیده، داغ دیده، ویرانی دیده، هلهله دیده، رقص دیده...

کاش نمی‌دیدیم
کاش نمی‌شنیدیم
ولی کاریه که شده
و تاوانش تا پایان عمر با این «ما»ی تازه‌متولدشده خواهد موند.

#محسن_عظیم‌الشأن

🌕Ellinne

Comments

Be the first to add a comment