زندگی و آثار نیچه
 
محمدامین مروتی
 
نیچه در خانواده ای روحانی در سال 1844 به دنیا آمد. در 21 سالگی به شوپنهاور و در 24 سالگی به واگنر علاقمند شد ولی از هر دو برید.
در 28 سالگی "تولد تراژدی" را به چاپ رساند.
نیچه زندگی جنسی موفقی نداشت. عشق او لوسالومه بود که جواب رد از او شنید. به احتمال قوی، جملات قصارش علیه زنان بی ربط به این شکست نبوده است.
 
در 23 سالگی دچار سفلیس شد و گرفتار سردردهای شدیدی شد و در 31 سالگی عوارض روانی پیدا کرد و نهایتاً فروپاشی روانی و فلج پیشرونده در 49 سالگی به زندگی او پایان داد.
نیچه در " آنک انسان" خود را معرفی می کند و می گوید در 36 ساگی دچار بیماری شده است ولی در اثنای تب و بیماری دریافت های دقیقی داشته است و توانسته کنترل خود و بیماریش را به دست گیرد و خود را بهبود بخشد. می گوید: "تنها بیماری بود که مرا بر سر عقل آورد." و "هرگز به اندازه این ایام با خود شاد نبوده ام."
 
در 36 ساگی دانش طربناک را می نویسد و در 39 سالگی شاهکارش چنین گفت زرتشت را.
به پیشنهاد لوسالومه در 38 سالگی وارد یک مثلث عشقی با او و "پل ره" شد که منجر به درگیری و دعوایش با خواهرش الیزابت شد. الیزابت زن یک افسر ضد یهود نازی شد و نیچه را خرج نازیسم کرد.
در 42 سالگی "فراسوی نیک و بد" را به چاپ رساند و در 43 سالگی "تبارشناسی اخلاق" را.
شش تا از مهمترین آثارش از جمله "آنک انسان" و "غروب بتان" و "دجال" را در سال آخر عمر و آستانه فروپاشی روانی نوشت که به نحو فزاینده ای از شور و احساسات مملو هستند.
عنوان آخرین کتابش(1888) به اشکال مختلفی ترجمه شده از جمله "آنک انسان" و "بنگر مرد را". در این عنوان نیچه خود را با مسیح در لحظه مصلوب شدن مقایسه می کند که "پیلاتس" به تحقیر خطاب به او گفته بود"بنگرید این مرد را!". لذا منظور نیچه در این کتاب که مروری بر همه آثار خود اوست، معرفی خود است که این است نیچه.
 
منبع:
آنک انسان، نیچه، ترجمه رویا منجم، نشر فکر روز
 
 
22 مهر 1405

Comments

Be the first to add a comment