نمایشنامه ندبه به طور خاص درباره وقایع مشروطهی یکم و دوم و با محوریت زنان
فضای نمایش بیانگر دوران خفقان و بدبختی مردم پیش از انقلاب مشروطه تا به توپ بستن مجلس و در یک فاحشه خانه است
...زنان برای زینب سوگواری میکنند. کمکم میفهمیم که زینب را پدر و نامزدش از دِه به شهر آوردهاند و به گلباجی فروخته و رفتهاند...
مستوره [ادایی و به مسخره] صدبار صدقه بدهید و شُکر خدا کنید!
منشی صاحبجمع: بله، بله، شکر خدا که به خانه نریختند؛ شکرخدا که بیجهت سر نبُریدند؛ شکر خدا که بچه را به آبانبار نینداختند؛ شکر خدا که زنان را پستان نبُریدند؛ چه باید کرد؟ عجالتاً ما اهالی ایران بسیار پریشان و واله و حیران هستیم. شاید اعقاب(نسلهای بعدی) ما راحتی بَرَند.
[از روی سکو زنان همگی نشستهاند. تکانِ بادبزنها و چکاچک تُخمه شکستن! مردِ خيمهدار جعبهای را با تسمه به گردن آویخته که سمتِ بازش به طرف آنهاست و در جعبه چندین عروسک]
مرد خیمهدار: اینجا سه صورت است، ببینید خانمها، یکی استبداد است؛ یک سرِ مشروعه و یکی مشروطه؛ این که میبینید زمین خورده "ملت" است
"ندبه"(۱۳۵۶)
🖍 بهرام بیضایی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing