رقص اندوه در آیینهای سوگواریخوانشی انسانشناختی، تاریخی و روانفرهنگی با تمرکز بر ایران معاصر
این روزها در ایران شاهد شکلگیری الگوهای نوینی از سوگواری جمعی بودهایم که در آن، بدنِ سوگوار از طریق حرکت، رقص، کوبش و کنشهای ریتمیک، اندوه و خشم خود را در مراسم تدفین و یادبود بیان میکند. این پدیده نه امری نوظهور یا بیسابقه، بلکه بازگشتی غریزی و تاریخی به کهنترین اشکال بیان سوگ در شرایط انسداد زبانی، سیاسی و آیینی است، انجا که زبان از سوگ بازمیماند.
سوگ، یکی از بنیادیترین تجربههای انسانی است؛ اما تاریخ نشان میدهد که همیشه امکان بیان آزادانهی آن وجود نداشته است. در شرایطی که سوگ سرکوب میشود، رسمیسازی میگردد یا از معنا تهی میشود، بدن بهعنوان نخستین و کهنترین رسانهی انسانی وارد عمل میشود.
آنچه امروز در ایران بهصورت «رقص خشم» یا «رقص اندوه» در تشییع و خاکسپاریها دیده میشود، پاسخی بدنی به سوگی است که ناگهانی است، جمعی است، ناعادلانه است و امکان سوگواری امن و رسمی برای آن وجود ندارد.
بدن بهمثابه رسانهی سوگ در انسانشناسی، صرفاً حامل احساسات نیست، بلکه تولیدکنندهی معناست.
مارسل موس و ویکتور ترنر نشان دادهاند که آیینها، بهویژه آیینهای گذار (مانند مرگ)، زمانی که ساختارهای رسمی فرو میریزند، به رفتارهای بدنی شدید، تکرارشونده و گاه آشوبناک متوسل میشوند.
● رقص در سوگ:
تخلیهی هیجان و نظمبخشی به آشوب درونیست و تلاشی برای بازگرداندن معنا به مرگیست که بی معنا انگاشته میشود.
▪️پیشینههای تاریخی و فرهنگی:
ایران باستان و آیین سوگ سیاوش:
آیین «سوگ سیاوش» یکی از بارزترین نمونههای سوگ آیینی در فرهنگ ایرانی است. در این آیین، حرکتهای جمعی، ناله، فریاد و چرخش و بازنمایی بدنِ زخمی و معترض، نقش محوری داشتهاند.
سیاوش، نماد مرگِ ناحق است؛ و همین ویژگی، این آیین را به سوگهای امروز ایران پیوند میزند.
● یونان باستان:
در یونان باستان، سوگواری بهویژه توسط زنان، شامل حرکات ریتمیک، کوبیدن بدن
و کنشهای تکرارشوندهی جمعی بود. این رفتارها در متون کلاسیک، نه بهعنوان «اغراق»، بلکه بهعنوان ضرورت روانی–اجتماعی سوگ توصیف شدهاند.
● فرهنگهای آفریقایی:
در بسیاری از جوامع آفریقایی (یوروبا، آشانتی، دگون)، تشییع جنازه با رقص همراه است و نوع رقص بسته به «علت مرگ» تغییر میکند.
مرگ ناعادلانه یا خشونتبار، رقصهای خشنتر و پرتنشتری تولید میکند.
رقص، در این فرهنگها، اعتراض به مرگ و همزمان همراهی با روح متوفی است.
● آیینهای شیعی و حرکتهای ریتمیک:
سینهزنی، زنجیرزنی و حرکتهای هماهنگ جمعی در آیینهای عاشورایی، در لایههای عمیقتر خود، نوعی رقص سوگ کنترلشده محسوب می شود.
اما هنگامی که این فرمها دیگر پاسخگوی شدت اندوه نیستند، بدن فرمهای بداهه و نو خلق میکند.
● رقصهای سوگ معاصر در ایران واجد ویژگیهای زیرند:
خودجوش و غیرنهادی هستند.
فاقد متن رسمی یا رهبری آیینیاند.
ترکیبی از اندوه، خشم، اعتراض و عشق هستند.
این رقصها را میتوان نوعی کنش مقاومتی بدن دانست؛ بدنی که اجازهی فریاد ندارد، اجازهی سوگواری آزاد ندارد، اما هنوز زنده است.
● تحلیل روانفرهنگی:
از منظر روانکاوی، سوگِ سرکوبشده به اشکال بدنی بازمیگردد.
فروید سوگ ناتمام را منبع ملانکولی میداند؛ اما در سطح جمعی، این سوگ میتواند به خشم بدنی، حرکتهای انفجاری و کنشهای آیینی نوظهور
تبدیل شود.
رقص در این معنا، نه نشانهی سلامت کامل، و نه نشانهی بیماری؛ بلکه تلاش بدن برای زنده ماندن روان است.
رقص خشم و رقص اندوه در ایران امروز،
بدعت نیست، بیریشه نیست.
و صرفاً واکنش احساسی لحظهای نیست، بلکه بازگشت انسان به کهنترین زبان خود است:
زبان بدن، وقتی زبان گفتار شکست خورده است.
این رقصها تاریخاند. سوگی که فراموش نمیشود.
گردآوری: خانم فرحناز شمشادی
روانشناس و مشاور، نویسنده و شاعر
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing