ادامه ازقبل👆 مطالعه مسعود کارشناس درباره تجربه صنعتیشدن ایران در دوره پهلوی نشان میدهد که: در سال ۱۳۴۲ کل واردات ایران کمتر از ۲۰۰ میلیون دلار بود. در سال ۱۳۵۶، واردات کالاهای واسطهای، مواد اولیه و ماشینآلات به بیش از ۱۰ میلیارد دلار رسید. به بیان دیگر، طی پانزده سال، واردات مواد اولیه و ماشینآلات ۵۰ برابر شد. این ارقام نشان میدهد که آنچه در عمل رخ داد نه جایگزینی واردات، بلکه گسترش واردات بود. به همین دلیل، ادعای شکست سیاست جایگزینی واردات در ایران با واقعیت انطباق ندارد، زیرا اساساً چنین سیاستی به معنای واقعی کلمه پیاده نشد. ۷. وضعیت کنونی ایران امروزه نیز حمایتهای گمرکی در ایران هیچ نسبتی با ارتقای بنیه تولید ملی ندارند. این حمایتها عمدتاً در خدمت تأمین نیازهای مالی دولت رانتی مبتلا به کسری بودجه مزمناند. در چنین شرایطی، هیچ سطحی از استانداردهای حمایت توسعهگرا وجود ندارد. ■نتیجهگیری:تحلیل اندیشههای رونالد کوز، فردریک لیست و تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که: فرمان در اقتصاد، در شرایط خاص، میتواند کارآمدتر از بازار باشد.گزاره «اقتصاد فرمان نمیپذیرد» فاقد اعتبار علمی و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروههای خاص است. سیاست جایگزینی واردات، اگر در چارچوب علمی و توسعهگرا اجرا شود، یکی از ابزارهای کلیدی توسعه است. تجربه تاریخی ایران در دوران پس از جنگ و پهلوی نشان میدهد که انحراف از این اصول چگونه منجر به توسعه واردات و وابستگی شده است. ● بنابراین، برای ایران امروز، بازگشت به اصول «سیاستگذاری بخردانه»، «فرمان مبتنی بر خرد»، و «حمایت هوشمندانه از تولید ملی» ضرورتی اجتنابناپذیر است.