🔴روایت تلخ یک تعمیرکار؛ وقتی شرمندگی پدرها از صدای آچارها بلندتر است
یک تعمیرکار در روایت دردناکی از وضعیت معیشتی مردم میگوید: 🗣 «مشتری آمده مقداری پول به عنوان علیالحساب تعمیر موتور به من داده و گفته بقیهاش را بعداً جور میکنم. میگفت قلک دخترش را شکسته؛ پولی که قرار بود برای خرید گوشی دخترش کنار بگذارد، خرج تعمیر موتور شده است.» او ادامه میدهد: «چند ماه است تلاش میکند از پس هزینههای زندگی بربیاید. واقعاً آدم میماند چطور این پول را بگیرد. چطور میشود این پول را خرج کرد، وقتی میدانی پشت آن یک پدر شرمنده و یک آرزوی برآورده نشده کودک قرار دارد؟» این تعمیرکار میگوید صحنههایی که امروز در بازار دیده میشود، دیگر استثنا نیست: 🗣 «هر روز پدرهایی را میبینیم که برای پرداخت هزینهها مجبورند از چند کارت بانکی استفاده کنند. یکی با سه کارت سه میلیون تومان پرداخت میکند، یکی با چهار کارت یک مبلغ دیگر. مردم برای جمع کردن هزینههای معمولی زندگی هم به زحمت افتادهاند.»