▪️حق انتخاب در مقایسه با عافیتطلبی▪️ستگادین ۷ دی ۱۴۰۰
شما در فضای آنلاین، بیش از یک میلیارد حق انتخاب دارید. فقط با چند کلیک ساده، تقریباً میتوانید هرجایی باشید. متشکرم که امروز، این پست را میخوانید.
دیروز ناهار چی داشتید؟ آیا از همهی ناهارهای ممکن در جهان، اولین انتخاب شما همان بود؟ بهترین انتخابتان؟
وقتی کسی سعی میکند تا آزادیمان را برای انتخاب سلب کند، دچار مشکل میشویم. با این حال...
باز هم بیشتر از آنچه تصورش را بکنیم، حق انتخابهای بیشتری داریم. با اینکه در مدرسه، زیر بار کتابهای درسی، برنامههای روزانه و کارهایی که برای گرفتن مدرک باید انجام دهیم، رفته بودیم، ولی حتی در آن موقعیت هم بیشتر از حد تصورمان آزادی داشتیم. سازمانهایی که میتوانستیم افتتاح کنیم، پروژههایی که میتوانستیم راهبیاندازیم، کسانی که میتوانستیم با آنها ارتباط برقرار کنیم...
عافیتطلبی، ما را عقب نگه داشته است. عافیتطلبی به گونههای مختلفی ظاهر میشود:
عافیتطلبی اجتماعی: نشستن در یک دورهمی یا جلسهی کسالتآور، راحتتر از آن است که بگوییم من دلم نمیخواهد به آن جلسه بیایم.
عافیتطلبی جسمی: احتمال اینکه کارهای دم دستی را انتخاب کنیم، خیلی بیشتر از کارهایی است که نیاز دارد برای انجامشان به جای دیگری برویم.
عافیتطلبی ذهنی: تغییر باعث ناراحتی ما میشود.
هزینههای هدررفته، به سختی فراموش میشوند. فراهمشدن امکان، محصول عاملیت و دست به کارشدن است و عاملیت با ریسک همراه است.
عافیتطلبی مالی: اگر چیزی در کوتاهمدت برایمان ارزانتر تمام شود، به احتمال قوی آن را انتخاب میکنیم. حتی اگر در بلندمدت، به قیمت نارضایتی یا از دسترفتن فرصت یا پول تمام شود.
عافیتطلبی فرهنگی: یعنی ترکیبی از هر آنچه در بالا گفته شد. چون فرهنگ، دوست دارد که وضعیت موجود را حفظ کند و مرتب این را به ما یادآوری میکند.
اگر دقیقتر میدیدیم که چگونه با عافیتطلبی، آزادی بسیار زیادی را که در انتخابکردن داریم قربانی کردهایم، از تعجب، مات و مبهوت میمانیم. اگر انتخابهای کنونیمان، کمکی نمیکند تا به روشی که برای زیستن انتخاب کردهایم زندگی کنیم، شاید ارزشش را داشته باشد که بیرحمانه بپرسیم چرا؟
.