توئیت جناب مهاجرانی؛ تطهیر طالبان!

اردشیر منصوری

توئیت جناب سید عطاء‌الله مهاجرانی، از چهره‌های جریان سیاسی «کارگزاران» و از وزیران مؤثر دولت اصلاحات که اینک در اروپا به سر می‌برد، برای بسیاری نیروهای اصلاحی‌اندیش شگفت‌آور بوده است. با آن که با شناخت قبلی از جناب دکتر مهاجرانی، بیان این مطلب از سوی ایشان را محال نمی‌‌یافتم، اما دوست داشتم انتساب این نوشته به ایشان را باور نکنم، اما رجوع به صفحه توئیتر ایشان تردید را بر طرف می‌کند.

◽️ این متن توئیت ایشان است که در روزهای اخیر بسیار بازنشر شده:
(شماره‌ها بر جملات داخل گیومه از من است تا آسان‌تر بدان ارجاع دهم.)

🔹«۱- طالبان بیست سال در برابر اشغال آمریکا و اروپا و هم‌پیمانان مقاومت و مبارزه کرد. ۲- بیش از پنجاه هزار شهید دادند. ۳- قوی‌ترین ارتش دنیا را شکست دادند و بی‌اعتبار کردند. ۴- شکست آمریکا در افغانستان با شکست آمریکا در ویتنام قابل سنجش است.۵- و لاتبخسوالناس اشیاءهم. ۶-طالبان را دست کم نگیریم.»

سطر سطر این نوشته شگفت‌آور است. درنگی در این شش جمله داشته باشیم:
▫️ دربارۀ جملۀ (۱) آیا جنگ طالبان با آمریکا مصداق «مبارزه با اشغال» است، یا مصداق جنگ «شرّ بزرگ‌تر» (طالبانِ بنیادگرایِ متجاوز به عنف و مخرب میراث فرهنگی و ضدِ مدنیت و حقوق بشر) با: «شرّ کمتر» (ارتش آمریکا)؟ به هیچ روی مدافع عملکرد آمریکا در منطقه نیستم، و نیز نه مدافع عملکرد رؤسای جمهوری افغانستان در این مدت که طالبان پس زده شده بودند. اما اولاً به گواهی اظهارات اخیر سخنگوی خودِ طالبان که می‌گوید «ما آن طالبانِ بیست سال پیش نیستیم»، معلوم است کارنامۀ طالبان که قتل و تحقیر و برده‌کشی و تخریب و تجاوز را در خود دارد، قابل دفاع نیست؛ ثانیاً رفتار جنایت‌آمیز طالبان علت‌العلل ورود ارتش آمریکا به افغانستان و حضور بیست ساله در اینجا بوده، و به رضایت و حتی درخواستِ دولتِ منتخب افغانستان صورت گرفته بود. گیریم آن خواست به دلیل ناکارآمدیِ دولت رسمی باشد، اما آیا حضورِ ولو نامیمون آمریکا، دلیل می‌شود تا عملکردِ فاجعه‌آمیز طالبان که بهانۀ حضور آمریکا در منطقه بوده، مبارزه علیه اشغالگری خوانده شود؟

▫️جملۀ(۲) آیا کشته‌گان طالبان «شهید»اند؟ واقعاً اینها که با سلاح و شلاق به جانِ زن و مردِ افغان و معابد بودایی و نهادهای مدنی افتاده بودند، از نظر آقای مهاجرانی اگر کشته شوند، شهیداند؟ کاش آقای مهاجرانی به یاد آورند که نویسندۀ کتاب دربارۀ شهدای کربلا بوده‌اند، و طبیعتاً مستغنی‌اند از این که معنا و استلزامات واژۀ «شهادت» در قاموس اسلام و تشیع برای‌شان یادآوری شود.

▫️جملۀ(۳) آیا واقعاً ارتش آمریکا به دست طالبان «شکست خورد»؟ این که آمریکا تصمیم بگیرد از یک کشور خارج شود و نخواهد بیش از این (بیست سال) در یک کشور آسیایی بماند و نخواهد از مالیاتِ شهروندانِ آمریکا و جان فرزندانِ آمریکاییان برای استقرار نظم در افغانستان هزینه کند، این یعنی شکست آمریکا به دست شبه‌نظامیان طالبان؟ یعنی آقای مهاجرانی تفاوت «خروج خودخواسته و مصلحت‌جویانۀ» یک ارتش از یک کشور دیگر را که از قضا همین خروج مورد انتقاد شدید نیروهای مدنیِ افغانستان هم بوده است، با «شکست خوردن یک ارتش» نمی‌داند؟

▫️جملۀ(۴) آیا خروج آمریکا از افغانستان، که با حسرت و اعتراض دولت مستقر (ولو بی‌کفایت) افغان و تعداد بسیار زیادی از شهروندان و نیروهای مدنی این کشور همراه بوده، از جنس خروج آمریکا از ویتنام است که نیروهای مردمی و زن و فرزند و شهروند عادی قربانیِ سربازان آمریکایی بوده‌اند؟

▫️جملۀ(۵) توسل به بخشی از آیۀ ۸۵ سورۀ هود، ضمن آن که کارکرد خطابی دارد، و آن تقدیسِ مذهبیِ مجموعۀ سخن است، متضمن «حق دانستن» چیزی است که طالبان در پی آن است، حقِ «امارت» بر مردم افغانستان، البته از نوع اسلامیِ آن. واقعاً شگفت‌آور نیست اتخاذ این موضع، از سوی عضو ارشد دولت اصلاحاتی است که بسط دهندۀ مردمسالاری و جامعۀمدنی بوده است؟

▫️جملۀ(۶) خوب، دست‌کم نگیریم و چه کنیم؟ آیا منظور این است که سمۀ طالبان پرزور است و باید جانب مصلحت را گرفت و اخلاق و عدالت‌طلبی را فرو گذارد؟ این است توصیۀ بزرگواری که در سجایای حسین و زینب و تسلیم نشدن‌شان در برابر کسانی که نمی‌شد دست‌کم‌شان گرفت (یزیدیان) کتاب می‌نوشت؟

🔹سخن پایانی: آقای مهاجرانی، به دانش و فضل و فن خطابه و هوشمندیِ کارکردگرایانه شناخته شده‌اند، اما بعضی مواضعِ ایشان از همان اوانِ پیوستن‌شان به جریان اصلاحات، از منظر فضیلتِ اخلاقی سؤال‌انگیز بوده است و گاه یأس‌آور.
با احترام به ایشان: إِنِّي أَرَاكُمْ بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ!

۲۸ مرداد ۱۴۰۰
https://t.me/arshivefarhikhtegan/640


جان آگه با #فرهیختگان

1 comment

در وصف امثال آقای مهاجرانی گفتند:
گر نباشد حیا و درک و شعور
آدمی طعنه می‌زند به ستور


جانِ انسان که تربیت نشود
آدمی گاو می شود به مرور


حَیَوانی پلشت و نکبت بار
که فقط می توان از او شد دور


می چرد هرچه را که می بیند
وانگهی گند می زند در سور


تن، تنومند و طبع ایشان پست
چشم بینا و ذوق ایشان کور


گر که خدمت کند به قصد ریاست
ور عبادت کند ، به نیّتِ حور


گر دهان وا کند به دُر سُفتن
متنفر شویّ و او منفور


فی المثل گر رود به گورستان
دم به دم رم کنند اهل قبور


بارها دیده ام من ایشان را
از قضا آدمی ست بس مشهور