غزلسرایان حوزه قم در سالهای 1306 تا 1309 خورشیدی
فردوس فراهانی از طلبه های قم در سالهای دوره رضاشاهی است که بعدها از طلبگی رفت و کارمند دولت شد. در دیوانش، از غزلهایی که آن زمان سروده یاد می کند و البته لابلای آن مضامین اجتماعی هم دارد. در یک غزل آمده است (ص 165):
از راه برده شیخ شریعتمدار ما/ عیّار زلف شوخ فرنگیمآب ما!
در یکی از غزلها یادی از مرحوم میرزا عبداللّه مجتهدی تبریزی و شعر او کرده که در شعرش از شاعر ما هم ستایشی کرده و او به این مناسبت غزلی سروده است. (ص 177). سالها پیش نویسنده این سطور، کتاب «بحران آذربایجان» خاطرات میرزا عبداللّه از دوره پیشهوری را منتشر کرد. شعر فردوس درباره او این است (ص 179):
چه مدح گویم از آن عالمی که از اخلاص/ مرا به بندگیش باشد افتخار امشب
معلوم میشود در میان شاگردان حاج شیخ عبدالکریم در قم جدید و حوزه علمیه تازه، غزل گویانی بوده که از آن جمله امام خمینی است که غزلهایش معروف و شعرش در وصف حاج شیخ عبدالکریم خیلی جدی است. شاید روزی بشود درباره محفل شعری و ادبی این زمان طلاب حاج شیخ در قم، مطلبی نوشت. این خاطره را آیت اللّه محقق داماد مدتی قبل نقل کردند: این شعر امام خمینی را برای حاج شیخ عبدالکریم خواندند تا آقا روح اللّه را از سرایش شعر غزل منع کند:
بهار آمده دستار زهد پاره کنید/ به پیش پیر مغان رفته استشاره کنید
ز دانه دانه انگور سبحهای سازید/ به عزم رفتن میخـانه استخـاره کنید
حاج شیخ فرموده بود: از قول من به آقا روح اللّه بگید: در کار خیر حاجت به استخاره نیست.
فردوس در شعری که نیمه شعبان 1347 ق در قم سروده، اشاراتی درباره این محافل شعری و نام کسانی هست (ص 223):
«جمع درین بزم عدهای ز ادیبان/ بیحد ازین جمع شاد خوار خوشم خوش»
«بیـدل» و «روحـانی» از یمیـن و یسـارم/ هم ز یمین و هم از یسـار خوشـم خوش»
در شعری که نیمه شعبان سال 1348 سروده از وجود «مجمع الشعراء» در فیضیه یاد کرده است (ص 275):
کنون که فیضیه گردیده مجمع الشعراء/ بساط شعر به دارالشفاء نیندازید
در جای دیگری شعری خطاب به آقا شیخ محمود علمی عراقی دارد و ضمن آن از «نظام دامغانی شاعر» که او هم از طلاب آن وقت بوده، یاد میکند. شعر زیبایی است (ص 370). تاریخ سرایش این شعر 1306ش است.
از کسانی که در شعری از او یاد کرده، نصرت اللّه امینی است (ص 374) که از قضا رفیق امام هم بوده است، هرچند من هنوز نتوانستهام در دیوان فردوس، اشارهای به امام بیام و دلیلش را نمیدانم. او بیتی بر شعری که دیگری در رثای دهخدا سروده بوده میگوید، و امینی، یک دوره دهخدا به او هدیه میدهد و وی هم شرحی از کرم او به دست میدهد. (375). تاریخ این شعر از 1335ش است.
تفصیل این مقاله را بنگرید در:
http://www.historylib.com/articles/1907/رسول جعفریان
جان آگه با #فرهیختگان