کمدیِ تکذیب تکفیر، با تکفیر
محمدموسویعقیقی
محسن اراکی، مدعی شده کمال حیدری به فقیهان شیعه تهمت زده که «اهل سنت» را تکفیر کردهاند و این را روش عالمان شیعی نمیبیند، بعد خود او حیدری را تفسیق و تکفیر میکند. این متن را نوشتم تا هم نقد بیانیه اراکی باشد و هم اینکه طنز ماجرا روشن شود. البته در این توضیح، من در پی دفاع از کمال حیدری نیستم.
از نظر فقهی، «ناصبی» کافر بوده و در فقه سنتی نجس شمرده میشود.(آشنایی با قرآن۴، ج۱، ص۳۲) از همین رو ناصر مکارم شیرازی یکی از معانی «ناصبی» را کسی میداند که «غیر علی را بر علی ترجیح میدهد».(پیام امام امیرالمؤمنین، ج۱۵، ص۶۷۲) ابن ادریس حلی در تعریف ناصبی به روایتی اشاره میکند (وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۴۱) که اگر کسی حکومتِ غیر امامان را بر حکومت پیشوایان شیعی ترجیح بدهد، «ناصبی» است.(السرائر لحاوی الفتاوی، ج۳، ص۵۸۳) به این دلیل، حسن کاشف الغطاء باور دارد هر کسی که به صحت حکومت و امامت غیر از پیشوایان شیعی معتقد باشد، «ناصبی» و «نجس» است.(أنوارالفقاهة، کتاب الطهارة، ج۱، ص۳۶۱؛ نیز رجوع کنید به : الأنوار الحیریة و الأقمار البدریة الأحمدیة، ج۱، ص۱۸۰)
محسن اراکی، شاگرد شاخص محمد فاضل لنکرانی بوده و از او اجازه ی اجتهاد دارد. فاضل لنکرانی توضیح میدهد که که ناصبی «نجس» بوده و تصریح میکند «هرکسی که به پیشوایی آن دو شیخ (عمر و ابوبکر) معتقد باشد، ناصبی» است.(تفصیل الشریعة، کتاب الطهارة، ج۳، ص۶۹۳)
در فقه شیعه، اهل سنت به «مخالفین» شناخته میشوند.(کتاب المناهل،ص۷۱۳؛ نیز رجوع کنید به: جواهرالکلام، ج۱۵، ص۳۸۰) محمد مهدی خلخالی بیان میکند که روایات زیادی در اثبات کفر مخالفین وجود دارد، ولی با روایاتی که شهادت به اسلام آنان را میپذیرد، تعارض خواهد داشت. خلخالی از میان این دو دسته روایات نتیجه میگیرد که «اهل سنت» افرادی به «ظاهر» مسلمان بوده و در باطن کافرند. او در ادامه «ناصبی» را مخالف پیشوایی امامان شیعی میداند. با توضیحی که خلخالی ارائه میدهد، مشخص میشود که از نظر او «اهل سنت» مشمول حکم ناصبی هستند ولی چون روش پیشوایان دینی «پاک» دانستن آنان بوده و روایاتی اسلام آنان را به «ظاهر» پذیرفته، پس «اهل سنت» پاک هستند.(فقه الشیعه، ج۳، ص۱۵۴) ابوالقاسم خوئی نیز اهل سنت را متجاهر به فسق دانسته که بنابر روایات متعددی اعمال عبادی آنان باطل است (روایات باطل بودن عبادات بدون قبول داشتن ولایت امامان شیعی). (کتاب المساقاة، ج۱، ص۳۲۴)
گویا این نوع باورها آنقدر میان فقیهان شیعه رواج داشته که اسماعیل مازندرانی به صراحت می گوید: «تمامی اهل سنت، ناصبی اند».(الرسائل الفقهیة، ج۲، ص۱۰۰) پس تا اینجا روشن شد که «ناصبی» دانستن اهل سنت یک باور عمومی میان فقیهان شیعی (به خصوص قبل از انقلاب اسلامی ایران) بوده است، مگر نزد برخی فقیهان که به تعداد انگشت یک دست هم نمی رسند.
من در این مورد با کمال حیدری همدل هستم. همانطور که فقیهان اهل سنت، فتوای هتک، لعن و کفر شیعیانِ رافضی را صادر کردهاند؛ فقیهان شیعه نیز اهل سنت را ناصبی، کافر و نجس خواندهاند. محمد تقی آملی توضیح میدهد که مرتضی علم الهدی و جمعی از فقیهان متقدم قائل به «نجاست اهل سنت» بودهاند.(مصباح الهدی، ج۱، ص۴۱۰) فاضل لنکرانی، استادِ محسن اراکی هم تصریح میکند که یوسف بحرانی قائل به نجاست اهل سنت بوده و آن را میان فقیهان متقدم «مشهور» می دانست.(تفصیل الشریعة، النجاسات و أحکامها، ص۲۵۸) جعفر سبحانی هم قبول دارد که «هتک حرمت» و «غیبت» اهل سنت سیرهی همیشگی میان عالمان شیعه بوده و آن را از ضروریات میدانستند.(المواهب، ج۱، ص۵۷۴)
به همین دلیل (براساس فتوای) محمد سند بحرانی دفاع از جان و مال و نوامیس هموطنان اهل سنت واجب نیست.(أسس النظام السیاسی، ج۱، ص۱۸۸) و صادق روحانی اخوت میان مسلمانان را تنها بین شیعیان میداند زیرا اسلام، هتک حرمت جان و آبروی اهل سنت را جایز دانسته است.(منهاج الفقاهة، ج۲، ص۲۲۹) نیز محمد مؤمن قمی، از فقیهان نورچشمی جمهوری اسلامی و دومین کسی است که به محسن اراکی اجازه اجتهاد داده است. مؤمن درباره بدعت گزاران در دین ادعا دارد که میتوان به آنان تهمت فحشا زد.(مبانی تحریرالوسیلة، کتاب الحدود، ص۴۵۱) از همه مهمتر، فتوای روح الله خمینی است که به صراحت میگوید «اهل سنت» برادر دینی ما نبوده و «هتک» آنان از ضرورت مذهب شیعه است.(المکاسب المحرمة، ج۱، ص۳۷۶)
همین نظریه را ابوالقاسم خوئی تأیید میکند(مصباح الفقاهة، ج۱، ص۵۰۵) و اهل سنت را مسلمان دنیوی و کافر اخروی میخواند.(موسوعة الإمام الخوئی، ج۳، ص۸۰)
🔴برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به لینک زیر:
https://neeloofar.org/1396/09/30/300996-2/جان آگه با #فرهیختگان