اما نقد هوش مصنوعی در این نشست تنها به مخالفت‌های فلسفی درباره روح و شعور ماشین محدود نماند. نیما م. اشرافی بحث را به مناسبات اقتصادی و اجتماعی صنعت نشر و وضعیت حرفه مترجمی کشاند. او یادآوری کرد که مترجمان انسانی پیش از ظهور هوش مصنوعی نیز با دستمزدهای ناچیز، قراردادهای ناعادلانه و فقدان حمایت حقوقی کافی روبه‌رو بوده‌اند. از نظر او، ورود این فناوری به چنین بازاری ممکن است به‌جای بهبود وضعیت مترجمان، به ابزاری برای حذف نیروی انسانی و کاهش بیشتر هزینه‌های ناشران تبدیل شود.

در این نگاه، پرسش فقط این نیست که آیا هوش مصنوعی توانایی ترجمه دارد یا نه؛ مسئله این است که چه کسانی از این امکان سود می‌برند و هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی آن را چه کسانی می‌پردازند. اگر ناشر بتواند مترجم را از فرایند تولید حذف کند و همچنان از ارزش اقتصادی و اعتبار اثر بهره ببرد، فناوری ممکن است به تشدید نابرابری‌های موجود در صنعت نشر منجر شود.

اشرافی از منظر ادبی نیز به محدودیت‌های هوش مصنوعی پرداخت. به اعتقاد او، متن ادبی صرفاً مجموعه‌ای از اطلاعات و روابط زبانی نیست. تجربه انسانی، لحن شخصی، خلاقیت و نسبت نویسنده با زبان، عناصری تعیین‌کننده در ادبیات‌اند. او نگران بود که هوش مصنوعی به‌جای مواجهه با فردیت و پیچیدگی زبان ادبی، به تولید زبانی میانگین، هموار و کلیشه‌ای گرایش پیدا کند؛ زبانی که ممکن است از نظر دستوری درست و از نظر انتقال اطلاعات دقیق باشد، اما ظرافت‌ها و ویژگی‌های منحصربه‌فرد متن را از میان ببرد.

از دیگر نگرانی‌های مطرح‌شده در این نقد، احتمال تولید اطلاعات نادرست و بازتولید سوگیری‌های فرهنگی، جنسیتی و نژادی بود. اشرافی بر ضرورت نظارت مستقل، تدوین معیارهای روشن برای سنجش کیفیت ترجمه و شفافیت ناشران درباره استفاده از هوش مصنوعی تأکید کرد. او همچنین خواستار به‌رسمیت‌شناختن حقوق صاحبان اثر و اندیشه در این فرایند شد و نقش خوانندگان را در حساسیت نسبت به کیفیت آثار و مناسبات تولید آنها مهم دانست.

به این ترتیب، مخالفت با هوش مصنوعی در نشست لوژآرت یک موضع یکدست نبود. خیمه‌دوز از فقدان روح و شعور در ماشین سخن می‌گفت و دشتی نگران پیامدهای اخلاقی گسترش آن بود؛ در حالی که اشرافی، حتی فراتر از بحث ماهیت ماشین، بر پیامدهای اقتصادی، حقوقی و ادبی این تحول تمرکز داشت. این تفاوت نشان می‌داد که نمی‌توان همه مخالفت‌ها را به ترس از تغییر یا دفاع از منافع شغلی تقلیل داد.

در مجموع، نشست لوژآرت پاسخی قطعی به پرسش‌های پیش رو نداد؛ اما اختلاف دیدگاه‌ها نشان داد که بحث درباره هوش مصنوعی دیگر صرفاً بحثی فنی درباره دقت ترجمه نیست. مسئله به آینده حرفه مترجمی، حقوق صاحبان آثار، کیفیت زبان ادبی و نسبت انسان با فناوری گسترش یافته است.

از یک سو، گروهی معتقدند معیار نهایی باید کیفیت محصول باشد و اگر ماشین بتواند ترجمه‌ای دقیق‌تر یا ادبی‌تر از انسان تولید کند، نمی‌توان آن را صرفاً به دلیل منشأ ماشینی‌اش کنار گذاشت. از سوی دیگر، منتقدان یادآوری می‌کنند که کیفیت خروجی تنها معیار ارزیابی نیست و باید شرایط تولید، حقوق افراد و پیامدهای اجتماعی استفاده از فناوری را نیز در نظر گرفت.

شاید پرسش اصلی این نباشد که انسان پیروز این رقابت خواهد شد یا ماشین؛ بلکه این باشد که در جهانی که بازگشت به وضعیت پیش از هوش مصنوعی ممکن نیست، چگونه می‌توان از امکانات تازه استفاده کرد، بی‌آنکه حقوق انسانی و ارزش‌های ادبی را نادیده گرفت. جدال بر سر ترجمه، در واقع جدالی گسترده‌تر بر سر معنا، زبان و آینده آفرینش ادبی است.


در پایان، مدیریت آکادمی لوژآرت از حاضران و سخنرانان برای مشارکت در این نشست پرمخاطب و پربحث تشکر کرد و ابراز امیدواری کرد چنین جلساتی در آینده نیز ادامه پیدا کند؛ از جمله جلسات عمومی کتاب‌خوانی که پیش از این نشست، با مدیریت مهدی فاتحی و با محوریت رمان «اولیس» جیمز جویس و بررسی ترجمه‌های مختلف این اثر در آکادمی لوژآرت آغاز شده بود.
بعد از جلسه، لوژکافه به مدیریت جناب سعید محضری_ که زحمت برگزاری و هماهنگی جلسات را هم به عهده داشت_ از مهمان پذیرایی ویژه‌ای داشت.

**نظرات احسان زیورعالم و نیما م. اشرافی و همچنین پاسخ‌های ChatGPT در جریان این جلسه، در فایلی جداگانه منتشر خواهد شد.

مهدی فاتحی

Comments

Be the first to add a comment