یک خاطره

یادمه وقتی بچه بودم "وبا" تو گیلان شایع شده بود. هر جا می رفتیم تو مدرسه، از در و همسایه، تو فک و فامیل حرف از وبا بود و علائمش و اینکه چقدر کشته داده و چقدر هم خطرناکه.
خب فکر کنم همه می دونیم که یکی از علائم وبا چیه؟!!! خلاصه اینکه من با دیدن این علامت دیگه مطمئن شدم که وبا دارم. یادمه اینقدر ترسیده بودم که فکر می کردم همین الان است که بمیرم. با حال داغون و مستاصل اومدم تو هال و به محض دیدن برادر بزرگترم زدم زیر گریه که من دیگه دارم میمیرم...
داداشمم که هاج و واج مونده بود با کلی استرس پرسید چی شده؟ و منم ماجرا رو تعریف کردم...
چیزی که این خاطره رو همیشه تو ذهن من نگه داشت، برادرم بود. منو بغل کرد و بهم گفت که جات اینجا امنه. ازم پرسید که چی شده که فکر می کنی وبا داری؟ با هم راجع به وبا و علائمش حرف زدیم. بهم گفت هر چی بشه حتی اگه وبا بگیری ما نمیذاریم هیچ اتفاق بدی برات بیوفته. گفت خطرناکه ولی نه برای تو، چون ما کنارتیم ومراقبتیم. می تونین حس کنین یه بچه چقدر می تونه با این حرفا آرامش بگیره؟ من اون موقع آرامش دنیا رو داشتم و همه چی تموم شد.
یک سال گذشته پر از اخبار ناراحت کننده و اضطراب آور برای همه ما بود و مطمئن باشین بچه ها از جزئیات همشون با خبرن. ترس و اضطراب ما شاید بتونه بچه هامون رو از نظر جسمی زنده نگه داره ولی از بچه هامون افرادی مستاصل و ناکام میسازه و این پیام رو براشون به همراه داره که هیچی تو زندگی دست خودت نیست و همیشه اتفاقای بد باعث میشن تو ناکام بمونی.
منتظر نباشیم اول بچه ها راجع به ترساشون با ما صحبت کنن. خودمون بشینیم و باهاشون صحبت کنیم بگیم ما کنارشونیم و اونا هم اینقدر قوی هستن که از پس همه اتفاقای بد بر بیان.
بیاین تو اپیدمی #کرونا خونسرد باشیم و نه با وارد کردن ترس و اضطراب که با شادی و بازی راه های مراقبت رو به بچه هامون آموزش بدیم و با این رفتار به بچه هامون یاد بدیم که حتی تو شرایط بد هم می تونن اوضاع رو تحت کنترل داشته باشن. بیاین بچه هامون رو توانمند و با مسئولیت پرورش بدیم نه مستاصل و ناراحت.
|سحر بزم‌آرا فیزیوتراپیست

کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle

Comments

Be the first to add a comment