برخاستم
از سپیده پرسیدم
بیدارشده است؟
اطراف خانه بر هر شاخهای
نقش چهرهات را دیدم
بامداد از شانهام گریخت:
او آمد
یا رویا فریبم داد؟
پرسیدم ازشبنم روی شاخهها
پرسیدم از آفتاب آیا ردپاهایت را خواند؟
کجا بود که آستانه را لمس کردی؟
گلهای خانه و درخت
چگونه همراهت بودند؟
من روزهایم را دونیم خواهم کرد تا دو نیمه شوم
خون من آنجا - تنم برگ کاغذی اینجا
کشیده تا به جهان تباهی
به دست شرارهها.
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing