✳️👆وقتی نسخه واحد، همه را درمان نمی‌کند؟!
✅درس‌هایی برای مدیران از داستان واقعی «کای رابرتز فو»
■مقدمه | یک داستان واقعی
کای رابرتز فو، نویسنده و سخنران آمریکایی، سال‌ها تصور می‌کرد دچار اختلال خواب است. او هر شب پس از سه یا چهار ساعت خواب بیدار می‌شد، حدود یک ساعت بیدار می‌ماند و سپس دوباره می‌خوابید. چون همه جا شنیده بود که «خواب سالم یعنی هشت ساعت خواب پیوسته»، تصور می‌کرد بدنش درست کار نمی‌کند.
اما وقتی درباره تاریخ خواب انسان تحقیق کرد،به حقیقت شگفت‌انگیزی رسید؛ تا پیش از انقلاب صنعتی،بسیاری از مردم جهان به‌طور طبیعی خواب دو مرحله‌ای داشتند. آنها چند ساعت می‌خوابیدند مدتی در نیمه‌شب بیدار می‌شدندوسپس دوباره به خواب می‌رفتند.در واقع آنچه امروز «استاندارد طلایی خواب» می‌دانیم،محصول کمتر از دو قرن زندگی مدرن، نور مصنوعی و تغییر سبک زندگی است
■رابرتز فو به جای جنگیدن با بدن خود، این الگوی طبیعی را پذیرفت. از زمان بیداری شبانه برای نوشتن، فکر کردن و حل مسائل استفاده کرد و کیفیت خواب و آرامش روانی‌اش به شکل محسوسی افزایش یافت
■او بعدها نوشت:
«فهمیدم که در خوابیدن شکست نخورده بودم؛ فقط مثل بسیاری از انسان‌های گذشته می‌خوابیدم.»
■اما این فقط داستان خواب نبود؛ بلکه استعاره‌ای از یک حقیقت بزرگ‌تر بود:
گاهی مشکل از انسان‌ها نیست؛مشکل از نسخه‌ای است که برای همه پیچیده‌ایم
■ درس‌آموخته‌های مدیریتی
۱. «بهترین تجربه» همیشه بهترین انتخاب نیست
بسیاری از مدیران به دنبال Best Practice هستند؛ یعنی روشی که در سازمانی دیگر موفق بوده است.اما موفقیت یک روش، به معنای مناسب بودن آن برای همه نیست
●سؤال درست این نیست که:
«این روش در کدام شرکت موفق بوده؟»
●بلکه این است:
«آیا این روش با سازمان، فرهنگ و کارکنان ما تناسب دارد؟»امروزه بسیاری از اندیشمندان مدیریت معتقدند Best Fit (بهترین تناسب) مهم‌تر از Best Practice (بهترین تجربه) است
۲. افراد یکسان نیستند؛ پس مدیریت هم نباید یکسان باشد.کارکنان از نظر شخصیت،انگیزه، سبک یادگیری،تجربه،شرایط زندگی و حتی ریتم زیستی تفاوت دارند.برخی در سکوت بهترین عملکرد را دارند، برخی در تعامل با دیگران.برخی صبح‌ها خلاق‌ترند و برخی شب‌ها. برخی با آزادی شکوفا می‌شوند و برخی با ساختار مشخص.مدیری که از همه انتظار عملکرد مشابه دارد، ناخواسته بخشی از ظرفیت سازمان را از بین می‌برد
۳. وقتی کسی موفق نمی‌شود، ابتدا سیستم را بررسی کنید
●واکنش بسیاری از مدیران این است:
این کارمند انگیزه ندارد
مقاومت می‌کند
آموزش ندیده است
■اما رهبر اثربخش ابتدا می‌پرسد:
آیا این نقش برای او مناسب است؟
آیا روش مدیریت من با شخصیت او سازگار است؟
آیا شاخص‌های ارزیابی درست طراحی شده‌اند؟
گاهی مشکل در «فرد» نیست؛ بلکه در عدم تناسب بین فرد و سیستم است
۴. نسخه‌های مدیریتی را بت نکنید.مدیریت امروز پر از نسخه‌های آماده است:
۷ عادت/۵ راز/۱۰ قانون...
این چارچوب‌ها مفیدند، اما نباید آنها را قانون تغییرناپذیر دانست.هر سازمان باید این ابزارها را با شرایط خود تطبیق دهد
۵. رهبری یعنی شناخت انسان‌ها، نه اجرای فرمول‌ها
رهبران بزرگ، پیش از آنکه مدیر فرآیند باشند، شناخت عمیقی از انسان‌ها دارند
● آنها می‌دانند:
همه با یک پاداش انگیزه نمی‌گیرند
همه با یک سبک بازخورد رشد نمی‌کنند
همه با یک روش آموزش یاد نمی‌گیرند
■رهبری یعنی طراحی مسیرهای متفاوت برای رسیدن به یک هدف مشترک
۶. سازمان یادگیرنده، سازمان پرسشگر است
اگر در سازمانی هیچ‌کس نتواند بپرسد:
«آیا این روش هنوز برای ما مناسب است؟»
آن سازمان به‌تدریج گرفتار جزم‌اندیشی می‌شود.
●نوآوری از جایی آغاز می‌شود که افراد اجازه داشته باشند حتی موفق‌ترین روش‌های گذشته را نیز به چالش بکشند
۷. آینده مدیریت، شخصی‌سازی است
همان‌گونه که پزشکی به سمت درمان شخصی‌سازی‌شده حرکت کرده است،مدیریت نیز به سمت:
توسعه فردی متناسب با هر کارمند
آموزش شخصی‌سازی‌شده
پاداش متناسب با انگیزه افراد
رهبری اقتضایی
طراحی شغل متناسب با توانایی‌هاحرکت می‌کند
■رهبران آینده، به جای مدیریت «میانگین کارکنان»، هر فرد را به عنوان یک انسان منحصربه‌فرد می‌بینند
🔺جمع‌بندی
داستان کای رابرتز فو فقط درباره خواب نیست؛ بلکه درباره شکستن اسطوره «یک نسخه برای همه» است
این پیام برای مدیران نیز حیاتی است:
هرگاه یکی از اعضای تیم با یک روش، برنامه یا سیاست سازمانی سازگار نیست، قبل از آنکه او را مقصر بدانید، از خود بپرسید:
«آیا این روش برای این فرد، این تیم و این سازمان مناسب است؟»
■رهبران بزرگ به جای آنکه انسان‌ها را وادار کنند خود را با نسخه‌ها تطبیق دهند نسخه‌ها را با انسان‌ها تطبیق می‌دهند.این همان تفاوت میان مدیریت سنتی و رهبری هوشمند در عصر پیچیدگی است
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment