شرایط حال حاضر مردم ایران
امواج بی وقفهی اعتراضات و اعتصابات مردمی، امروز به جزو جداییناپذیر از حیات سیاسی–اجتماعی در ایران، تحت حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شده است. روزی نیست که در شهرها و روستاهای کشور اعتراض به شرایط تحملناپذیر اقتصادی–اجتماعی و سیاسی با جرقهای زبانه نکشد و هزاران تن از کارگران، کشاورزان، معلمان، کارمندان، مالباختگان و بازنشستگان به خیابان سرازیر نشوند و با شعارهای خود علیه وضع تحملناپذیر موجود، دولت و حاکمیت را به چالش نکشند. این امر ناشی از شدتگیری تضادهای طبقاتی در جامعه و بحران فزایندهای است که نظام سرمایهداری مافیایی رانتخوار ایران گرفتار آن میباشد.
واقعیت این است که دولت در سالهای اخیر در گرداب یکی از وخیمترین بحرانهای اقتصادی چند دهه گذشته قرار دارد که بزرگترین خصوصیت آن رکود و تورم توامان و بی سابقه است. مطابق آمار منتشره از نهادهای حکومتی که البته تمام حقیقت را منعکس نمی کنند، روند رشد منفی تولید ناخالص ملی از زمان جنگ ایران و عراق تاکنون “بی سابقه” توصیف شده است. “مرکز آمار” ایران اعتراف میکند که در کل طول دهه نود یعنی مقطع ورود نظام به موج جدید بحران اقتصادی، اقتصاد نه تنها “رشد” نکرده بلکه مرتبا دچار رشد منفی بوده و “کوچکتر” شده است.
معنای “کوچک” شدن اقتصاد در زندگی طبقات استثمار شده در واقع کوچکتر شدن هر چه بیشتر سفرهی میلیونها تن از مردم ایران و محرومین است که در چنین شرایطی حتی از تامین قوت غالب یعنی نان خود و خانوادههایشان نیز عاجز شدهاند. در نتیجه، زندگی لایههای هر چه بیشتری از طبقات محروم به مرداب فقر و گرسنگی فرو رفته است.
@designmanufacturing