🔴 «پل مدیریت، دانشگاه امام صادق» آدرس اشتباهی است
(۱)
✍️ امیرحسـین بنـائی

بنده، صاحب این قلم، در سال 92، 91 ـ یعنی وقتی که مهدوی کنی هنوز نمرده بود ـ مقاله ای را با عنوان «کدام دانشگاه؟ کدام امام صادق؟» نوشتم که در سایت «جرس» آن زمان و متعاقباً در سایتهای خبری دیگر منتشر شد و با این آیه شریفه شروع میشد: «یا ایّها الذین امَنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار ولیَجدوا فیکم غلظه و اعلموا أن الله مع المتقین» [توبه: 123].
در ضمن آن مقاله، اولاً ماهیت «خانوادگی» دانشگاه امام صادق و اینکه اکثر پستهای این دانشگاه به دست اعضای یک خانواده (خانواده مهدوی کنی) اداره میشود و درواقع اینکه این دانشگاه و البته خانه چند صد متری کنار آن با کوچه اختصاصی اش در منطقه سعادت آباد تهران به علاوه چندین و چند شرکت بزرگ نظیر شرکت «جامعه»، مجتمع تجاری «میلاد نور» و ..... ، سهم حضرت آیت الله!! از سفره انقلاب بوده است را تذکر دادم ـ که در آن زمان این مطالب هنوز از افکار عمومی مخفی بود و بعدها همچنین با افشاگریهای سایتهای خبری تلگرامی ..... کاملاً آشکار و همگانی شد تا حدی که باعث شد پسر مهدوی کنی که بعد از پدر به ریاست دانشگاه رسیده بود را ولو به صورت صوری و فرمالیته هم که شده عزل و بجایش یک آخوند جیره خوار دیگر را جایگزین کنند تا کمی از فشار افکار عمومی خارج شوند ـ و ثانیاً در آنجا نوشته بودم که دانشجویان دانشگاه را باید به دو دسته عمده تقسیم کرد: یکی آقازادگان و سردارزادگان نظام که حتی با اندک سفارشی از سوی پدرانشان به عنوان دانشجوی دانشگاه امام صادق پذیرفته میشوند و دسته دوم، دانشجویانی از طبقات عادی مردم که پس از گذشتن از هفت خوان گزینش عقیدتی، ایدئولوژیکی و علمی، اجازه ورود به دانشگاه را پیدا می-کنند.
همچنین در آنجا خاطر نشان کرده بودم که کسانی که از این دانشگاه به پستهای عالی نظام مقدس! می¬رسند غالباً همان سردارزادگان و آقازادگانی (دسته اول) هستند که تحصیلاتشان در دانشگاه فقط از باب داشتن یک مدرک دانشگاهی و احیاناً مزین شدن به عنوان «دکتر» بوده است ( و إلا صرف گذراندن چند ده واحد با نمرات حداقلی که دانشی به فرد اضافه نمیکند خصوصاً اینکه او ذاتاً کودن یا شبه کودن هم بوده باشد). همچنین نوشته بودم که دانشجویان دسته دوم (دانشجویان طبقات متوسط و ضعیف) این دانشگاه نیز خود به دو گروه تقسیم میشوند: یکی گروه بزرگتر ، آنهایی که ریاکارانه و مزوّرانه خود را به منابع قدرت نزدیک کرده و با شرکت در فعالیتهای گروههایی نظیر: بسیج، دفتر اعزام مبلغ، و ..... سعی میکنند از نمد مناسبات پشت پرده قدرت، با آشمالی و تملق گویی و خوشخدمتی برای خودشان کلاهی ببافند و خود را ریزه خوار سفره انقلاب کنند و از این سفره پهن شده سهمی بردارند؛ و گروه اندک دوم که پس از ورود به دانشگاه امام صادق و آشنایی با روابط قدرت و خلق و خو و منش کسانی که زمانی آنها را به اشتباه «یاور دین خدا» میپنداشتند، چهره بی نقاب حقیقت برایشان آشکار شده و متوجه میشوند که آنچه به آنها «دین خدا» معرفی میشده، تنها پوستین مندرس «ایدئولوژی» کثیفی بوده است که هدفی جز سیاه کردن خلق الله و سوار شدن بر آنها ندارد. لذا این گروه دوم، از گذشته خود توبه کرده، دامن خود را از میدان فساد و دنیاطلبی، و زمین رانتخواری و چپاول آن مقدس نمایان حراملقمه برمیچینند، به مخالفان سرسخت رژیم تبدیل شده، یا احیاناً به کنج انزوا پناه میبرند و یا اینکه دست به مهاجرت میزنند.
شاید تا اینجا این سؤال برای خواننده محترم این یادداشت ایجاد شده باشد که اگرچه گفتن و افشای چنان حرفهایی در آن مقاله در حدوداً ده سال پیش مؤثر بوده و تیری آتشین بر خیمه آخوندهای حکومتی رژیم ولایت فقیه محسوب میشده، اما بازگویی آن در زمان حاضر چه علت و کارکردی میتواند داشته باشد؟
واقعیت آن است که با به قدرت رسیدن ابراهیم رئیسی در ضمن انتخابات تشریفاتی گذشته، و بلند شدن آوای فریبنده «مدیریت جوان انقلابی»، شاهد به مدیریت رسیدن دسته ای از فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق در پست¬های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستیم. این مطلب در بین معاندان و نیز منتقدان نظام (خصوصاً در بین به اصطلاح «اصلاح طلبان» که زمانی خود بهره مند از سفره انقلاب بوده اند و بعضاً کم از «اصولگرایان» بیت المال چپاول نکرده اند) سروصدای زیادی به پا کرده و هدف آماج حملات رسانه ای آنها شده است. این افراد، «دانشگاه امام صادق» که از حیث جغرافیایی در «پل مدیریت» تهران واقع شده است را با یک تعبیر کنایه آمیز، پل رسیدن به مدیریت عالی در رژیم ولایت فقیه معرفی کرده و به همین دلیل، فریاد و فغان به راه انداخته اند و این همان «آدرس غلط»ای است که تعمداً یا به اشتباه دارند به مخاطبانشان میدهند.
بخش ۲

@SepehrAzadi

Comments

Be the first to add a comment