ادامه ازقبل👆
●البته پیروزیِ کسایی که حقِ رأی نداشتن همین‌جور «رو هوا» به دست نیومده بود؛ ساختارهایی که از قبل در انگلستان وجود داشتند هم دست‌به‌دستِ هم داده و در این اتفاق دخیل بودند. به نفعِ طبقه‌ی خواص بود که ثباتِ حکومت حفظ بشه و حاکمیت پابرجا بمونه. دلیلی نداشت که سیستمی که اینقدر به لحاظِ اقتصادی موفق از آب دراومده بود از هم فروبپاشه. پس بهتر این بود که خواسته‌ها شنیده بشه، قبل از این که انقلابی شکل بگیره. این گسترشِ حقِ رأی حاکی از گرایشِ هرچه بیشتر به سمتِ ساختارهای سیاسیِ پلورالیستی بود؛ که حالا منافعِ اقتصادیِ بخشِ بزرگتری از مردم هم در اون منظور شده بود. بنابراین، زمینه فراهم بود تا به جهتِ اقتصادی هم منافعِ بخشِ وسیع‌تری از مردم در ساختارها منظور و لحاظ بشه. همین‌ طور هم شد و ساختارهای اقتصادی هم همه‌شمول‌تر شدند. چرخِ آسیابِ عدالت و حقِ رأی آهسته اما پیوسته می‌چرخید و آبی که به این آسیاب می‌‌ریخت تا از چرخِش باز نمونه، رسانه‌ها بودند.

○رسانه ها بر عملکردِ صاحبانِ قدرت نظارت می‌کردند و رأی‌دهنده‌ها رو از رویدادهای سیاسی مطلع می‌کردند و خلاصه اینکه، سبب می‌شدند تا چرخه‌ی مطلوبِ همه‌شمول شدنِ ساختارها همینجور ادامه پیدا کنه. برای روشنتر شدنِ قضیه کافیه از اروپا بریم به آمریکا.

■در ایالاتِ متحده ی آمریکا، در آغازِ قرنِ بیستم، سرمایه دارانِ بیرحم و طماع، صنایعِ قدرتمندی مثلِ نفت یا فولاد رو در انحصارِ خودشون درآورده بودند. ولی از سالِ ۱۹۰۱ تا ۱۹۲۱، رؤسای جمهورِ وقتِ آمریکا یعنی تئودور روزولت (Theodore Roosevelt)، ویلیام تَفت (William Howard Taft) و وودرو ویلسون (Woodrow Wilson) یک سری قوانینِ ضد انحصار وضع کردند که جلوی قدرت‌طلبی های هر چه بیشترِ این سلاطینِ سرمایه‌داری رو گرفت. در اینجا هم باز تلاشهای مطبوعات بود که باعث شد چپاولهای این افرادِ انحصارطلب به دغدغه‌ و مسأله‌ی ملی تبدیل بشه، به طوری که مردم در سراسرِ کشور خواستارِ اصلاحات شده بودند.

□تحکیمِ بنیانهای قدرت اغلب بر پیشرفتِ اقتصادیِ یک کشور تأثیرِ منفی میذاره. به نظرِ خیلی از ما، رهبرانِ باهوش همیشه رفاهِ کشورشون رو بر فقر ترجیح میدن و اولی رو انتخاب می‌کنن. خیلی بدیهیه، نه؟ اما متأسفانه اقلیتِ ذی‌نفوذِ سیاسی یک مشت افرادِ خودخواه و منفعت‌ طلبن، و این امر تأثیرِ منفی بر پیشرفتِ کشور میذاره.

●ماشینِ چاپ مصداقِ بارزِ این قضیه‌ست. این دستگاه که در سالِ ۱۴۴۵ در شهرِ ماینتسِ (Mainz ) آلمان اختراع شده بود، تا اواخرِ قرنِ پانزدهم به شهرهای استراسبورگ، رُم، فلورانس، لندن، بوداپست و کِراکوف هم رسید. اما حاکمانِ امپراتوریِ عثمانی هرگز ازش استفاده نکردند. برای اونها، دستگاهِ چاپ تهدیدی علیهِ قدرتشون محسوب میشد و برای همین، مسلمونا رو از چاپِ خطِ عربی منع کردند. تازه در سالِ ۱۷۲۷ بود که چاپ آزاد شد، اما حتی همون موقع هم این امکان فقط در اختیارِ اندیشمندانِ مذهبی و رسمی قرار گرفته بود تا به طورِ آزمایشی ازش استفاده کنن. تأثیرِ این امر بر سواد و آموزش مشهود بود؛ به طوری که برآورد میشه فقط در حدودِ ۲ الی ۳ درصدِ شهروندانِ امپراتوریِ عثمانی با سواد بودند؛ در حالی که این میزان در انگلستان ۴۰ الی ۶۰ درصد بود. گاهنامه مدیر

Comments

Be the first to add a comment