◾شکایت و امکان ◾ستگادین ۷ اسفند ۱۳۹۹
شاید بخواهیم که انتقام بگیریم. شاید هم بخواهیم که فرصت دوبارهای بدهیم. این به خودِ ما بستگی دارد.
ریشهی واژههای شکایت و امکان گیجکنندهاند.
شکایت(grievance) از ریشهی اندوهگینشدن(grieving) نیست. در واقع برعکس، بیانگر نوعی مقابلهبهمثل است.
امکان(possibility) به معنای آن نیست که همهچیز، ممکن(possible) باشد. بلکه این واژه، بر روی عوارض جانبی ناشی از اقدامکردن(acting) که به احتمالات و امکانات جدیدی منجر میشود، متمرکز است.
نگاهِ شکایت، رو به عقب است و نگاهِ امکان، روبهجلو.
سازمانها و روابطی که روی شکایت متمرکزند، به چیزهایی که با همدیگر به اشتراک گذاشتهاند، به رقابت و به حفظ و ادامهی «همین مقدار کافیست»، اهمیت خیلی زیادی میدهند.
سازمانهایی که روی امکان متمرکزند، به هرچه بزرگتربودنِ کیک، به نوآوری و به آنچه بعد از این رخ خواهد داد، اهمیت خیلی زیادی میدهند.
شما میتوانید یک رابطه یا یک شغل را بر مبنای شکایت یا بر مبنای امکان بسازید.
شما میتوانید سیستم قضاوت/ تنبیه، راه بیاندازید.
امکان، امکانات بیشتری میآورد و فرصتها را چندبرابر میکند.
و متاسفانه شکایت، به شکایات بیشتر میانجامد. مثل ریختن بنزین روی آتش.
سازمانها/ شرکتها/ سیستمها که به طور موثری روی امکان متمرکزند، انکار نمیکنند که دلایلی برای شکایت وجود دارد. کارها و غفلتهایی صورت گرفته که باید به آنها توجه شود. با اینحال، در واقع آنها برای مواجهه با مشکلات قبلی، بهترین شیوه را گرفتنِ موضعِ حرکتِ روبهجلو میدانند.
چالش آنجاست که وقتی مطمئن هستیم که حق شکایتکردن را داریم، یک رویکرد موثر و سخاوتمندانه از امکان را در پیش بگیریم.
پیش به سوی: بهتر.
.