🛏«آری به دفاع»، به جای «نه به جنگِ» بی‌وقت

#علی_سلطانی

شعار «نه به جنگ، نه به رنج مردم ایران» امروز در بین شماری از ایرانیان دست به دست می‌شود. بخش درخورتوجهی از ترویج‌دهندگان شعار نه به جنگ در این روزها، کسانی‌اند که دست‌کم در پنج ماه اخیر در برابر جنگ حتی همین «نه» را هم نگفته بودند. از زمرهٔ کسانی نیستم که معتقد باشم جنگ بیرونی به این وسعت را باید دستمایهٔ تنش‌های بی‌پایان درونی کرد. از آن بالاتر، معتقدم اگر کسی واقعاً از زمرهٔ موافقان یا مدافعان خجالتیِ جنگ بوده و اکنون به‌راستی به غلط‌بودن این راه فاجعه‌آمیز پی برده، باید ازو استقبال کرد. البته تکلیف کارگزاران فارسی‌زبان اسرائیل و سرشاخه‌‌های رسوای مشوق و مروج جنگ که آن را «دخالت بشردوستانه» می‌نامیدند و حال با مکری تازه و هماهنگ صاحب‌عزا شده‌اند و می‌خواهند از این نمد کلاه تازه‌ای برای گشودن جبههٔ جنگ داخلی ببافند، جداست. پرداختن به آن هم یادداشتی جداگانه می‌طلبد‌.

مدعایم در این یادداشت روشن است. به جای شعار انتزاعی «نه به جنگ» باید با صدای بلند گفت «آری به دفاع». «نه به جنگ» بی‌شک شعاری انسانی، والا و آمال همهٔ فعالان ضدجنگ در تاریخ است؛ اما در این ساعت‌ها و لحظه‌هایی که پل‌ها و برج‌ها و اسکله‌ها و مردم ایران زیر بمباران آمریکاست، شعاری تماشاگرانه است و نه بازیگرانه. شعاری فارغ‌دل است و نه درگیر. هر ایرانی در هر گوشهٔ دنیا امروز قربانی و بازیگر جنگ است و نه تماشاگرش. او وقتی در این ساعت‌ها می‌گوید نه به جنگ، احتمالاً دو هدف دارد. یا با احتمال کمتر، هنوز تصور می‌کند نهاد بین‌المللی‌ای صدای او را می‌شنود و به یاری‌اش می‌آید. تکلیف باطل‌بودن این تصور بی‌نیاز به استدلال است. یا با احتمال بالاتر، به در می‌گوید تا دیوارِ جمهوری اسلامی بشنود. این دومی هم در این مقطع (جنگ درگرفته) اگر نگویم بی‌معنا که بی‌سود و بی‌وقت است.   

پیرو نکتهٔ اخیر، این‌قدر متوجه هستم که شعار نه به جنگ در این برهه و از سوی بسیاری از مخالفان ساکت و یا حتی فعال این چندماه‌، در اصل ماهیتی سیاسی دارد و همان مخالفت با جمهوری اسلامی (به به‌حق و نابحقش کار ندارم) در پوشش فعال‌شدن یکهو یا ادامه‌دار علیه جنگ است. به نظرم تداوم اپوزیسیون‌گری در قبال نظام سیاسی در پوشش فعالیت ضدجنگ هم در این مقطعِ خاص جنگِ شعله‌ورشده، بی‌وجه است.

شاید توصیح بیشتر نکات پیش‌گفته با پاسخ به این پرسش معلوم شود: آیا «آری به دفاع» گفتن به معنای نفی نگاه انتقادی در قبال نقش ساختار سیاسی یا کم‌کردن نقش احتمالی او در شعله‌ورشدن دوبارهٔ جنگ است؟ پاسخم خیر است و معقولیت «آری به دفاع» گفتن را از همین‌جا استخراج می‌کنم.

اولاً ربط‌دادن مطلق شروع دوبارهٔ جنگ به مشتی جنگ‌طلب و ضدمذاکرهٔ داخلی، که در ساختار سیاسی هم نقششان کم و کمرنگ‌ترشده، فروکاستن و ساده‌سازی واقعیت و ندیدن عوامل بیرونی است. واضح است که از کسانی نیستم که نقش داخلی‌های منافع ملی ‌نشناس را انکار کنند یا فعالیت تخریبیِ در اصل سیاسیِ‌ آنها را علیه مذاکره نبینند. اما تبیین جامع‌تر و درست‌تر، دیدن مجموعه‌ٔ پیچیده‌ای از عوامل بیرونی و درونی است. پس گرفتن یقهٔ داخلی‌های مغضوب و ایجاد کمپینِ فرستادنشان به جنوب، سرگرمی‌ای کم‌سود است و مانع تداوم جنگ نخواهد شد. در ثانی، این جنگ مرحلهٔ چندم جنگی است که در نقطهٔ شروع اسفند و چه‌بسا خرداد و دی خود، فاعلی واضح و بی‌ابهام داشته و آن دولت آمریکا و اسرائیل است. در آنجا برخلاف امتیازات بزرگی که ایران در مذاکرات داده بود (به گواه صریح میانجی‌گر عمانی)، دشمنان مذاکره را پوششی برای غافل‌گیریِ شروع اصل این جنگ کردند. پس این جنگ دست‌کمِ کم در نقطهٔ شروعِ اصلی مقصری واضح دارد و نام ایستادن در برابرش «دفاع» است و نه «جنگ‌طلبی».

ثالثاً حتی فرض می‌گیریم عاملان داخلیِ کارشکن و ضدمذاکره و جنگ‌طلب یکسره علت تداوم جنگ‌اند. یعنی آمریکا صلح بی‌منت می‌خواست و چشم طمع به هیچ‌چیز ندارد و پس از امضای توافق‌نامهٔ آتش‌بس یک گام آن را نقض نکرد. یعنی حتی اگر عالمان اصلی خیالی (جنگ‌طلبان داخلی) هم بی‌خیال شوند، طرف مقابل بی‌خیال نیست و در حال بمباران ایران است. در این وضعیت شعار کنایی «نه به جنگ» چه معنایی دارد؟ حتی با این فرض سوم (که از نظر من پذیرفته نیست) باید گفت «آری به دفاع» و به جای تداوم نیش‌وکنایهٔ سیاسی، از نیروهای مسلح حمایت کرد؛ تا با دفاع به جایی از توازن قوا برسیم که بتوان جنگ را متوقف کرد. در جهان آشوبناکِ هابزیِ امروز، جنگ با زور و نه کلمه و بیانیه متوقف می‌شود. بعد از توقف می‌توان دوباره گفت «نه به جنگ»! بعدش می‌توان هزار دعوا کرد و هزار یقه گرفت.اما با حلوای بی‌وقت و سیاسی و کنایه‌آمیزِ «نه به جنگ» در این مقطع، دهان صلح شیرین نمی‌شود و ترامپ به خانهٔ خرابش برنمی‌گردد.

✌️Ellinne

Comments

Be the first to add a comment