#حسینیه
✅ روایت دوّم: مادری که اسم پسرش را گذاشته بود آزادمَرد

▪️شما یادش داده بودید در مقابل اسم زهرا (س) ادب کند؟ که همه زندگی‌اش را با آن ادب بخرد؟ که بعد وقتی صدای آقا توی دشت پیچید که «اَما مِن ذابٍّ یذبّ عَن حرمِ رسول الله؟!» همه وجودش بلرزد؟! صدا را همه آن چندهزارنفر شنیدند. اما فقط پسرِ‌ شما عین ابرِ ‌بهار از چشم‌هاش اشک آمد، فقط او کفش‌هاش را به گردن آویخت و اسبش را تا خیمه آقا تازاند. فقط او سرش را پایین انداخت و آرام گفت: «هَل تَری لی مِن توبه؟!». شما یادش داده بودید این‌قدر آزاده‌وار فکر کند؟ ... چه فرقی می‌کند، اسمش را حرّ‌ گذاشته بودید. همین کافی بود. راستی آن‌روز که اسم پسرتان را انتخاب می‌کردید، هیچ فکر می‌کردید یک روز آقا بر بالین بی‌جانش بگویند: مادرت چه اسمِ خوبی برایت گذاشته؟!

🙏 سلام مادرِ حرّ بن یزید ریاحی! سلام بر آن دامانی که تجسّم آزادگی را پرورید. که حریّت را به حرّ آموخت.

📌 پ.ن: ... انت الحرّ کما سمّتک امّک؛ حُرّاً فی الدّنیا و الآخره

✍️ مریم روستا
@AllameTabatabaei

Comments

Be the first to add a comment