📄 مقاله: "
ایران در چشمانداز کوتاهمدت"
حمیدرضا جلاییپور، در مقالهای برای "راهبرد" نوشت:
✍ دربارهٔ یک سال آینده دو ارزیابی قطبی و سفید و سیاه در حوزه عمومی قابل شناسایی است. اول، ارزیابی حاکمیت و اصولگرایان تندرو است که معتقدند روزهای سخت ایران در حال اتمام است. ارزیابی دوم مربوط به سرنگونیطلبان است که ایران را در معرض شورشهای غیرقابلکنترل و آبستن بیگبنگ و تغییرات بنیادین غیرقابل پیشبینی میبینند. هدف این نوشته بررسی این ارزیابیها است.
✍ ارزیابی نگارنده برآمده از پاسخ به دو پرسش اصلی است:
۱- جامعه چه معضلات یا بحرانهای اصلیای دارد؟
۲- نیروهای دارای عاملیت تاثیرگذار در جامعه چه نسبتی با این بحرانها دارند؟
✍ جامعهٔ ایران «با معضلات چندگانهٔ همزمان» روبرو است. حداقل به شش معضل اصلی میتوان اشاره کرد:
اول، معضل «معیشت» بیش از نیمی از شهروندان. دهکهای بهرهمند در التهاب این هستند که چگونه ارزش ثروت خود را حفاظت کنند و هر روز شاهد بیارزش شدن پول ملیاند. کافی است به التهابات بازار ارز، طلا، مسکن، زمین و بورس نگاه کنیم. بخش بزرگتری از جامعه هم برای امرار معاش روزانه به تنگنا افتاده است. سه دهک محرومتر وضعیت بدتری پیدا کرده اند (به نمودار «سیسال رشد و نابرابری اقتصاد ایران» از امیر کرمانی در کانال نگارنده مراجعه کنید).
دوم، معضل نگرانی از آثار کرونا برای سلامتی شهروندان است. متاسفانه یک «وحشت جمعی و خاموش» خصوصا در میان میانسالان در جامعه در حال شکلگیری است و چند میلیون شهروند هم در اثر شیوع کرونا بیکار شدهاند. با نزدیک شدن پاییز و وضعیت فعلی حکمرانی در مبارزه با کرونا بعید است مبتلایان و مرگ کرونا افزایش نیابد و تا تولید و توزیع فراگیر واکسن و داروی کرونا هم شاید بیش از یکسال طول بکشد.
سوم، معضل تداوم «توهین سیاسی» از بالا به شهروندان است. این توهین را در انتخابات مجلس یازدهم دیدیم. میزان مشارکت مردم تهران حدود بیست درصد بود و نشان داد حاکمیت به گشایش سیاسی فکر نمیکند و نگرانیها و توهمات دیگری دارد.
چهارم، معضل تکرار «ناامنی»های داخلی و خارجی است. از جمله آتشسوزیها، انفجارها، حمله به تاسیسات نطنز و نگرانی مسافران هواپیمای ماهان در آسمان لبنان و سوریه.
پنجم، معضل تداوم تخریب شدید محیط زیست ایران است و در برابر فرسایش جبرانناپذیر آن نیروی موثر کنترلکنندهای وجود ندارد. فعالان محیط زیست هم با سیلی نهادهای امنیتی روبرو بوده و تعدادی از آنها هنوز در زنداناند.
معضل ششم (به نظرم مهمتر از همهٔ معضلات قبلی) این است که حاکمیت (مهمترین نهادی که میتواند از تبدیل «معضلات جامعه» به «وضعیت بحرانی غیرقابل کنترل» جلوگیری کند) ظاهرا ارادهای برای حل معضلات پیشگفته ندارد.
✍ در برابر این جامعه و شرایط بحرانی به نظر من سه نیروی دارای عاملیت تاثیرگذار در کوتاهمدت وجود دارد. به ترتیب اهمیت: نیروی حاکمیت، نیروی پاپولیستها و نیروی اصلاحطلبان و میانهروها.
✍ باید ببینیم این سه نیرو چگونه میخواهند با توجه به بحرانهای کشور جامعه را از این وضعیت عبور دهند؟ روشن است هر نیرویی که «برنامه» و از آن مهمتر «توان اجرا» داشته باشد در یک سال آینده موثرتر است.
✍ حاکمیت در ایران هم دولت (وزارتخانهها) و نهادهای انتخابی و هم جامعهٔ مدنی را در کنترل خود گرفته است. طبقه متوسط فرهنگی و بخش بزرگی از اقشار فرودست و فرادست در ایران حاکمیت ایران را نامقبول، ناکارآمد و رانتی میداند و معتقد است سیاستهای کلان این حاکمیت در بعد داخلی و خارجی پرهزینه و روند توسعه درونزا و بروننگر ایران را آهسته کرده است.
✍ با اینهمه، حاکمیت بهخاطر امکانات و سازمان بروکراتیکی که در اختیار دارد مهمترین نیروی موثر برای عبور جامعه از وضعیت بحرانی کنونی است. خود حاکمیت این تصویر انتقادی از خود را قبول ندارد و معتقد است در یک سال آینده ایران از گردنهٔ ترامپ و تحریمهای حداکثری او خواهد گذشت.
✍ حاکمیت سعی میکند بحران اقتصادی و بحران ناشی از کرونا را با هر مصیبتی که شده در چهار ماه آینده مدیریت کند و حاکمیت را یکپارچه و مقتدرتر سازد. میگوید قوهقضاییه و قوهمقننه را یکپارچه کردیم و با گرفتن قوه اجراییه در انتخابات۱۴۰۰ این فرآیند را به پایان میبریم.
✍ البته، از اکنون روشن نیست حاکمیت میخواهد رییسجمهوری۱۴۰۰ را بدون انتخاباتی پرشور به دست تیپی مثل رییسی بدهد یا با یک انتخابات پرشور، رییسجمهوری را به دست تکنوکراتی پخته و کاربلد و دارای پایگاه اجتماعی بدهد.
🔅متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://telegra.ph/ایران-در-چشمانداز-کوتاهمدت-07-27#فرهیختگان صدای فرزانگان