رنجنامه پدر نرگس محمدی: دست از ازار و اذیت دخترم بردارید
در دی ماه سال ۹۸ در پی تحصن دخترم به کشتار مردم در خیابان، با تعرض و ضرب و شتم رییس زندان و مامورین، وی را به زندان زنجان تبعید کردید با دیدن کبودیهای بدنش در اتاق ملاقات به عصایم تکیه دادم و سه بار خدایم را صدا کردم
وقتی توسط زندانی محکوم به قصاص به تعرض جنسی و مرگ تهدید شد شبهای جهنمی را تا صبح پلک روی هم نگذاشتم، پدر پیر و ناتوان و بیماری که کاری از دستش بر نمیآید خداوندم را به کمک طلبیدم
شبی که تلویزیون کرونای دخترم و همبندیهایش را دروغ خواند خدا را شاهد و حاضر خواندم. همواره دخترم را به صبوری در برابر ظلم ظالمان توصیه کرده ام، اما گویا حکومت صبر و شکیبایی دخترم را بر نمی تابد و در شبهای اخیر دو بار با توهین و تحقیر از سر سجاده بلند کرده و مانع عبادت او شدهاند.
کلام امام علی (ع) را به یاد می آورم: من بر شمشیرها صبورم ولی بر زنجیرها صبر نمیکنم. حرفم با حکومت این است شاید جسم دخترم را در قفس کنید ولی نمیتوانید روحش را به زنجیر بکشید و آرمانش را سست کنید، دست از آزار و اذیت دخترم بردارید البته من به رنج زندانهای دخترم صبورم اما معترضم و برایش طلب خیر میکنم.