▪️وقتی که چترت را گشودی در کنارم
با یک دلِ ابری هوس کردم ببارم

در گیر و دار قحطیِ یک لحظه شادی
لبخندهایت می شود دار و ندارم

در فکر سقفی نیستم دیگر پس از تو
این روزها در فکرِ یک سنگِ مزارم

شاید گناهِ من دلیل خشکسالی‌ست
حس می کنم در قتلِ باران دست دارم

من باورم شد "إن إلانسان لفی خُسر"
در مجلسِ ترحیم انسان سوگوارم

در لابلای دشمنانِ خونیِ خود
دارم به سختی دوستان را می شمارم..

💬 محمد شریف

@Fars_Plus

Comments

Be the first to add a comment