This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
➖ترس مواجهه یا شجاعت مشاهده

#علی_سلطانی

در فضای دوقطبی که غیریت‌سازی از «دیگری»، نه یک فریب غلط، که رویهٔ مرسوم است و هر گروه در گلخانهٔ عاطفیِ پسندهایش، خود و دیگری و جهان را می‌شناسد، کم‌اند نگاه‌هایی که «شجاعت مشاهده» داشته باشند. دربارهٔ «اخلاق مشاهده» و «شجاعت مشاهده» و ضرورت اخلاقی و علمیِ آن در فضای امروز ایران، بارها در اینجا نوشته‌ام. صادقانه آنکه متن‌ها و نگاه‌ها و تحلیل‌ها و داوری‌هایی که مصداق رعایت این «اخلاق مشاهده» باشند، در فضای پرتنش و دوقطبی ایرانِ امروز بسی کم است. ترس از انزوا و بی‌پناهی، تحلیل‌گران و مدعیان را هم به همراهی با یکی از دو قطب و خاصه پسندهای اپوزیسیون می‌کشاند. گفتمانی که تلاش می‌کند پدیدارهای نامطلوب را نبیند و با برچسب‌ و انگ و ساده‌سازی خود را با همان تصور دلخوشکنکش از «مردم» بفریبد. نمونه‌اش نوع مواجهه با حضور شب‌های پس از جنگ اخیر و آخرینش، مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی.

سالور ملایری در یادداشت درخشان و پرجزئیاتی به موضوع اخیر اشاره دارد. یادداشت او از نمونه‌های نادر و شجاع اشاره به این نقص علمی و اخلاقی است. من جای ایشان بودم، عنوان یادداشت را برگرفته از خود متن، همان «ترس مواجهه در نزد اپوزیسیون» می‌نامیدم. ترس مواجهه نقطهٔ مقابل آن چیزی است که من «شجاعت مشاهده» می‌نامم. نوشتنِ بیشتر از یادداشت درخشان ایشان، قلمفرسایی اضافی است. با این گزینش مخاطبان را به خواندن آرام این یادداشت عمیق و درخشان دعوت می‌‌کنم:
💬برای اپوزیسیون ایران، چنین صحنه‌هایی [شبیه تشییع] معمولا ناراحت‌کننده‌اند؛ نه فقط به این دلیل که دستگاه حاکم آنها را به‌مثابه نمایش قدرت و مشروعیت عرضه می‌کند، بلکه به این دلیل که این صحنه‌ها تصویر ساده‌شده‌ای را که بخشی از اپوزیسیون از «مردم» ساخته است، برهم می‌زند. در این تصویر، مردم واقعی همان‌هایی‌اند که علیه جمهوری اسلامی شعار می‌دهند، حجاب اجباری را پس می‌زنند، از حکومت بیزارند و در افق سیاسی خود خواهان عبور کامل از نظم موجودند. اما هر بار که جمعیتی مذهبی، وفادار، سوگوار یا حتی مردد و خاکستری یا حتی سکولار در خیابان ظاهر می‌شود، این تصویر ترک برمی‌دارد.

تیتر این یادداشت از «ترس مواجهه» سخن می‌گوید، اما این صرف یک ترس ساده و روان‌شناختی نیست. مقصود، هراس یک دستگاه گفتمانی از روبه‌رو شدن با چیزی است که نظم معنایی آن را مختل می‌کند. اپوزیسیون برانداز، در بخش مهمی از گفتار رسانه‌ای خود، سال‌هاست «مردم» را به‌صورت یک سوژه نسبتا یکدست، سکولار، ضدروحانیت، ضدجمهوری اسلامی و آماده گذار تصویر کرده است. بنابراین هر صحنه‌ای که در آن بخشی از مردم با زبان سوگ، دین، انقلاب، استقلال، ضدیت با آمریکا و اسرائیل، یا وفاداری عاطفی و تاریخی به رهبر ظاهر می‌شوند، برای این گفتار صرفا یک اختلاف آماری نیست؛ یک اخلال معرفتی است.

...این دیگری اگر به رسمیت شناخته شود، اپوزیسیون ناچار می‌شود درباره زبان، ائتلاف، دموکراسی، عدالت، امنیت و استقلال بازاندیشی کند. اما چون چنین بازاندیشی‌ای هزینه دارد، ساده‌ترین راه، حذف نمادین دیگری است: او یا اجیر است، یا فریب‌خورده، یا عقب‌مانده، یا اساسا مردم نیست.
💬

🤩🤩Ellinne

Comments

Be the first to add a comment