📡رسواییِ دلالانِ جنگ✍🏻#علی_تقیپور
♦️جنگ، پیش از آنکه با شلیک نخستین گلوله آغاز شود، در لایههای متعفن روایتها و تخیلات سیاسیِ فروختهشده نطفه میبندد. پیش از آنکه شهرها به ویرانه بدل شوند و خون غیرنظامیان سنگفرش خیابانها را بپوشاند، اتاقهای فکر و تریبونهای مزدور باید آن بمب را «اخلاقی»، «ضروری» و حتی «رهاییبخش» جلوه دهند. آنچه امروز مقابل چشمان ماست، نه یک بنبست نظامی، بلکه رسواییِ بزرگِ روایتی است که میخواست ویرانی ملی را تحت لوای آزادی به مردم بفروشد.
♦️با آشکار شدن پیامدهای هولناک درگیری، باید مرزی پررنگ میان دو گروه کشید: میان شهروندِ مستاصلی که تحت بمباران تبلیغاتی به سرابِ «تغییر از بیرون» دل خوش کرد، و آن جماعتی که حتی با دیدن خونِ بیگناهان، همچنان با وقاحت بر طبل جنگ میکوبند. ادامه دفاع از جنگ پس از لمسِ ویرانی، دیگر یک «خطای تحلیلی» ساده نیست؛ این یک همدستی آگاهانه در جنایت است. این یعنی مشروعیت بخشیدن به سیاستی که هزینه اصلیاش را مردم عادی با جان و جگرگوشههایشان میپردازند، در حالی که توجیهگرانِ آن در استودیوهای امنِ خارج از کشور نشستهاند.
♦️یکی از وقیحانهترین استدلالها برای توجیه این سلاخی، گره زدن توقف جنگ به «تسلیم» است. اما در واقعیتِ بیرحمِ سیاست بینالملل، «تسلیم» به معنای تحقق دموکراسی نیست؛ بلکه به معنای پذیرش ذلتبارِ شروط قدرتهای سلطهگر و واگذاری ارادهی یک ملت است. سادهسازیِ جنایتبارِ رابطه میان موشک و «رهایی»، تنها تصویری گمراهکننده برای فریب افکار عمومی و هموار کردن مسیرِ متجاوز است.
♦️در این میان، نقش رضا پهلوی و جریان او دیگر قابل کتمان نیست. کسی که حتی شهامت اخلاقیِ محکوم کردن صریح کشتار غیرنظامیان را ندارد و با فراخوانهایی مضحک مانند ورود مسلحانه «گارد جاویدان»، عملاً خود را به مهرهای در شطرنجِ نظامیگری بیگانه بدل کرده است، نه رهبرِ یک جنبش ملی، که کارگزارِ پروژهی ویرانی ایران است. مواضع او صرفاً یک همزمانیِ تصادفی با واشینگتن و تلآویو نیست؛ این یک همسوییِ آگاهانه است که در آن، «وطن» وجهالمصالحهی رسیدن به قدرتی است که قرار است روی تپهای از خاکستر بنا شود.
♦️در سالهای گذشته، ارتش رسانهای و سلبریتیهای بیمایه نیز تلاش کردند خشم برحق مردم را به چرخدندهی «فشار حداکثری» و «جنگ» گره بزنند. در این روایتِ ضدِ ملی، تحریم و جنگ نه به عنوان فاجعهای انسانی، بلکه به عنوان ابزاری برای «تسریع تغییر» بزک شده است. نتیجه این بود که هر صدای منصفی که از صلح و تمامیت ارضی و دموکراسی و مقاومت مدنی سخن گفت، با ترور شخصیت و لجنپراکنیِ رباتهای سازمانیافته خفه شد تا مسیر برای مداخلهی خارجی هموار بماند.
♦️برخی چهرههای شناختهشده نیز با تحلیلهای سادهانگارانه، به این توهم دامن زدند که جنگی «کوتاه، سریع و رهاییبخش» در پیش است؛ تصوری که امروز با ویرانی زیرساختها و آوارگی شهروندان، پوچیاش بیش از پیش عیان شده است. جنگی که قرار بود «آسان» باشد، اکنون چهرهی کریه و واقعی خود را نشان داده است. اصرار بر ادامه همان روایتهای پیشین، نشاندهنده بنبست اخلاقی و سقوط گفتمانی است که حیات سیاسی خود را بر قمارِ تحریم و خون بنا کرده بود. برای این جریان، پایان جنگ به معنای شکست مطلقِ پروژهای است که در آن «آزادی» چیزی جز نام مستعارِ «فروپاشی ملی» نبود.
🚀Ellinne