در بهشت سکینه، قطعات ۲۴ تا ۳۲ را کاملا محاصره کرده و بسته بودند (مزار پویا در قطعه۲۶ است).
ماشین آبپاش و اتوبوس و ون نیروی انتظامی و موتورهای کادری لباسشخصیها فراوان بود. به هیچکس اجازه وارد شدن به قطعات مذکور را نمیدادند.
چند هزار نفر از مردم (بهصورت پراکنده) هی آمدند و با برخورد ماموران متفرق شدند. در چندساعتی که آنجا بودم بیشتر از ۵۰نفر را بازداشت کردند.
بازداشتها را بیشتر وحوش لباسشخصی انجام میدادند. بعضیشان بوضوح از اراذل و اوباش بودند. یکیشان مشخصا کیفقاپ بود با لباس جین و موهای تیفوسی. وظیفهاش قاپیدن موبایل کسانی بود که فیلم میگرفتند. چندنفر از بازداشتشدهها را مردم هجوم آوردند و از دست مامورها نجات دادند. یک مرد را دو دختربچهی ۵-۶ساله با فریاد و گریه و چسبیدن به پای مامورها نجات دادند. دختربچههایی که با پدر و مادرشان آمده بودند "بهخاطر پویا بختیاری". صحنه متاثر کنندهای بود و اشک و فریاد خیلیها را درآورد فضا را بخواهم توصیف کنم؛ برخوردها وحشیانه بود. تعداد مامورها خیلی زیاد بود و اکثرشان هم مسلح و بعضا با شاتگان. یک تکتیرانداز بالای سقف توالت عمومی کشیک میداد. یک هلیکوپتر پلیس هم آمد و چندبار بالای سر جمعیت چرخید و بعد نشست و چنددقیقه بعد هم رفت. نمیدانم چه بیشرفی در آن بود تعداد مردم هم زیاد بود. خیلی بیشتر از ماموران. تعداد زنها بیشتر از مردها بود و طبق معمول شجاعتر هم بودند و فریادشان بلندتر. خلاصهی آنچه دیدم این بود که نظام حتی از جنازهی کسانی که خودش کشته هم میترسد. وگرنه چه علتی داشت که با اینهمه نیرو و تجهیزات مانع برگزاری مراسمشان شود؟!
Sheldon____
@ajibzad