🌾نگاه کنید مخالفت ما با اصلاحات ارضی یک مخالفت ذاتی و ماهوی نیست!
کشورهایی مانند ژاپن، تایوان و کره‌جنوبی هم اصلاحات ارضی داشتند و از قضا این کشورها هم مزارع خانوادگی ایجاد کردند ولی با تفاوت اجرایی از زمین تا آسمان!
در ایران مسئله اصلاحات ارضی در واقع نوعی از سر باز کردن موضوع بود، شاه می‌خواست قدرت اقتصادی و سیاسی فئودال‌های بزرگ در مناطق مختلف کشور را نابود کند و همزمان با تقسیم زمین برای خود پایگاه اجتماعی و مشروعیت بخرد، یعنی اصل قضیه برای حاکمیت ایران توسعه کشاورزی مدرن در کنار از بین بردن نظام فئودالی نبود!
یعنی با سیاسی شدن این مسئله معلوم بود کار به کجا خواهد کشید! حالا ببینیم در ایران چه اتفاقی افتاد که در دیگر کشورها به وقوع نپیوست، مورد اول عدم مشخص کردن اندازه اقتصادی مزرعه بود یعنی میلیون‌ها هکتار زمین کشاورزی بدون کوچک‌ترین توجهی به قطعات غیر اقتصادی تقسیم شدند.
فی‌المثل در یک منطقه اندازه اقتصادی مزرعه ۳۰ هکتار است ولی در ایران این عدد به قطعات ۱ یا ۲ یا نهایتا ۴ هکتاری تقسیم شدند و مقیاس تولید را از بین بردند و تجمیع تصمیم برای تولید را غیرممکن کردند، مورد از همه مهم‌تر و بسیار مهم، تأکید می‌کنم بسیار مهم بحث تجمیع اراضی بر اساس هر دهقان بود، یعنی فی‌المثل در ایران مشخص می‌شد سهم هر دهقان در یک منطقه بزرگ ۶هکتار است، دولت به جای تقسیم اراضی به شکل ۶ هکتار زمین واحد آمد و از هر منطقه کوچکتر، یکجا یک قطعه ۲ هکتاری، یک جا ۱.۵ هکتار و در مکان دیگری ۲.۵ هکتار به دهقانان داد:))
یعنی همان خرده مالکی ۶هکتاری را هم با اینکار مدیریت و سرمایه لازم برای آن را بسیار سخت و زیاد کرد، مسئله بعدی اعتبار بود! کشاورز تازه مالک حتی اگر زمین ۵۰ هکتاری هم داشت ولی سرمایه در گردش و سرمایه ثابت نداشت، از قضا اینها رو هم داشت شبکه تأمین نظام فئودالی مانند تأمین کود، بذر، تراکتور، آبیاری، پمپ، سم و سیلو و انبار نداشت و اصلا سواد لازم برای تأمین چنین چیزی را هم نداشت! اینجا قدم اشتباه بعدی برداشته شد، تأسیس تعاونی‌های روستایی به جای تعاونی‌های تولیدی، در سال‌های دهه ۵۰ ایران بیش از ۸ هزار تعاونی روستایی داشت که صرفاً در تأمین اعتبار کوچک و بازرگانی تولید دخیل بودند در حالیکه تعاونی‌ها باید در مدیریت تولید و کشت یکپارچه و تأمین مشترک تجهیزات و ماشین‌آلات دخیل می‌بودند، یعنی صرفاً خرده مالکی هم اگر نظام تعاونی و آموزشی مناسب شکل می‌گرفت می‌توانست بهره‌وری بالای کشاورزی را محقق کند. برای مثال دولت انتقال مالکیت زمین به دهقانان را مشروط به عضویت اجباری برای مدت ۱۵ سال در یک تعاونی تولیدی می‌کرد و صرفاً بعد از آن ۱۵ سال امکان استقلال را به دهقانان می‌داد، فکر کنم به اندازه کافی در این زمینه روده‌درازی کردم، باقی بماند برای بعد؛ فقط ببخشید دو مورد رو یادم رفت بگم، اینها رو هم بگم و تمام، مسئله اول، وراثت! در ایران باید برای وراثت این زمین‌ها و حداقل مقدار اقتصادی مزرعه محدودیت‌هایی اجرا می‌شد تا خرده مالکی تثبیت نشود، مورد دوم هم متصل کردن سیاست توسعه صنعتی از ابتدا به کشاورزی مدرن
#علی_نجمی

https://x.com/Alinajmiaverag/status/2087100620058791980

🌾Ellinne

Comments

Be the first to add a comment