...من از روستاهای کوچک شمالم،
زنی که از آغاز در شالیزار و مزارع چای،
تا نهایت توان گام زده است.
زنی که از آغاز
با پای برهنه،
همراه با گاو لاغرش در خرمنگاه،
از طلوع تا غروب،
از شام تا بام،
سنگینی رنج را لمس کرده است.
من یک زنم
زنی که کودکش را در کوه بدنیا می اورد،
و بزش را در پهنه دشت از دست میدهد،
و به عزا مینشیند.
«مرضیه احمدی اسکویی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing