آیا معرفت شهودی ورای معرفت عقلی وجود دارد یا مفهومی تخیلی و برساخته عرفاست. معرفت شهودی را قدما حاضر بودن معلوم در عالم تعریف کرده اند. مثل دندان درد و گرسنگی و سیری که ما در خود تجربه می کنیم. همه چیزهایی که بی واسطه ی ذهن و زبان در خود حس می کنیم و نیازی به استدلال و صغری کبری چیدن ندارند، شهودی اند.
کودک نابغه ای که عملیات پیچیده ریاضی را در ظرف ثانیه انجام می دهد معرفت شهودی و بی واسطه دارد. چون نیاز به واسطه ای به نام ماشین حساب ندارد.
دانشمندی مثل انشتین یا بطلمیوس و یا نیوتن که ناگهان جرقه ای در ذهنش می زند، معرفت شهودی پیدا کرده است. معرفت شهودی، هم بی واسطه است و هم ناگهانی. چیزی که بدان الهام می گویند نوعی شهود است. نبوغ نوعی شهود است.
حتی وحی پیامبران هم نوعی اشراق و الهام و جرقه ناگهانی است که به دلشان می افتد و از این نظر به شعر شباهت دارد. از همین رو اخوان ثالث شعر را نوعی شعور نبوت تلقی می کند.
احساس اختیار، وجدان، حتی زمان و مکان در نظر کانت امور شهودی اند که در ساختار ذهن ما تعبیه شده اند و از قبل وجود دارند.
زنون ایلیایی می کوشید با استدلال فلسفی منکر تغییر و حرکت شود. او می گفت کوچکترین مسافت ها هم از بی نهایت جزء ساخته شده اند و منطقاً نمی توان بی نهایت جزء را در مدتی محدود طی کرد. پس تصور حرکت، خطای فکر است. اما ما حرکت را بی واسطه، تجربه و شهود می کنیم و زیر بار چنین استدلالاتی نمی رویم.
با توجه به این موارد و موارد متعدد دیگر، معرفت شهودی وجود دارد اما در دسترس همگان نیست. به استدلال و آنالیز منطقی تن نمی دهد و در عین حال بی واسطه و یقین آور است.