✳️ «موهبتِ دیده نشدن»✅ برای بسیاری از ما پیش آمده که با وجودِ تلاش و شایستگی، مورد پسند و توجه قرار نگرفتهایم. زندگیهای زناشویی بسیاری را سراغ داریم که با وجود اینکه هر یک از زوجین به تنهایی فردی جذاب و شایسته هستند، اما از نظر همسرشان مطلوب نیستند و کارشان به جدایی میرسد. کارمندان بسیاری را میشناسیم که با وجود تلاش بسیار برای انجام مسئولانهی وظایف، مدیرشان آنها را نادیده میگیرد. فرزندان بسیاری را دیدهایم که برای بیعیب و عالی بودن تلاش میکنند اما باز هم مورد بیمهریِ والدین قرار میگیرند.
این روند در مقیاسهای بزرگترِ جامعه ادامه پیدا میکند. در بسیاری از موقعیتهای اجتماعی، انسانها با وجودِ تلاش بسیار در جهت دیده شدن و مورد مهر قرار گرفتن، باز هم نادیده گرفته میشوند. مشکل اصلی چیست؟ چرا ما از دیده نشدن رنج میبریم؟ چرا خوشحال نیستیم؟
این مشکل از آنجایی نشأت میگیرد که ما حال خوبمان را به حال و نظر دیگران گره زدهایم. تأییدطلبی، توجهطلبی، توقع از دیگران و نداشتن اعتماد کافی به خود، علل این اتفاق هستند.
برای اکثر ما پیش آمده که با انتشار پستی در شبکههای اجتماعی، میزان دیده و تأیید شدنِ آن را پیگیری کنیم. این پست ممکن است شامل عکسهایی از ما، سبک زندگیمان و روابطمان باشد؛ و یا یادداشتی مبنی بر نظر و عقاید ما. در چنین مواقعی ما عدمِ تأیید آن پست را به دوستداشتنی نبودن و مورد تأیید نبودن خود ربط میدهیم. ما نظر انسانها را مقیاس عملکرد خود قرار میدهیم. خود را با دیگران مقایسه میکنیم و اعتماد به نفس خود را از دست میدهیم.
شاید با خود بگوییم باعث و بانیِ این نگرش غلط ما هستیم. اما باید بدانیم در این مورد ایراد از ما و ذات انسان نیست؛ بلکه فرهنگِ تأییدطلبی، مقایسهگری، استاندارسازی و مصرفگراییِ موجود در جامعه(بهخصوص جامعه مجازی) و همچنین فاکتورهای تربیتیِ والدین، باعث ایجاد این زنجیرهی معیوب در رفتار انسان میشود. شاید شما شانس داشتهاید و در خانوادهای رشد کردهاید که بدون تلاش برای اثباتِ خود، مورد پذیرش و توجه بودهاید. اما متأسفانه بسیاری از والدین با قراردادی کردنِ توجه و مهرِ خود، ضربهی عظیمی به باورهای فرزنداشان وارد میکنند. این باورِ آسیب دیده در تمام مقاطع زندگی همراه انسان خواهد بود و نگرش ما را تحت کنترل قرار میدهد.
افراد با توجه به باورهای خود با مسائل برخورد میکنند. تصور کنید دو نفر همزمان در آزمونی شکست میخورند. یکی از آنها تلاش میکند و دوباره در آزمون شرکت میکند. دیگری اما خود را نالایق، شکستخورده و همیشهبازنده میداند.
سوال این است: با در نظر گرفتن آسیبهایی که به طور ناخواسته و طی زندگی باعث ایجاد باورهای مخرب در ما شدهاند، چطور میتوانیم تغییر ایجاد کنیم؟
🔸خودمان را دوست بداریم.
دوست داشتنِ خود، با پذیرش آغاز میشود. باید تمرین کنیم که بدون توجه به نظر دیگران، خودمان را بپذیریم. خوبیهای خود را بنویسیم و آنها را با خود تکرار کنیم.
🔸نظر دیگران را معیار قرار ندهیم.
انسانها هر روز با مسائل مختلفی درگیر هستند. موارد زیادی روی حال و نظر آنها تأثیر میگذارد. از هورمونها گرفته تا مسائل شخصی، بحرانهای اقتصادی، مسائل خانوادگی، درگیریهای فکری و غیره، همگی روی رفتار انسانها تأثیر میگذارد؛ و در همان شرایط نظرشان را نسبت به ما اعلام میکنند و یا ما را نادیده میگیرند. به طور کلی میتوان گفت رفتار و نظر افراد یک برونریزیِ تمامعیار از آنچه در درونشان میگذرد است. آیا قصد دارید تراوشات درونی دیگران را به خودتان بگیرید؟
🔸راه خودمان را برویم.
شاید شعارگونه بهنظر بیاید اما، واقعیت این است که با بررسی روند زندگی افراد موفق، میتوان به یک نقطهی اشتراک رسید. آنها کار خودشان را انجام میدهند. بدون توجه به حواشی و نظرات دیگران مسیر و هدفشان را پی میگیرند. میزان تأثیرپذیری خود از محیط را به حداقل میرسانند و با تمرکز روی خود پیش میروند.
🔸توقعمان را از دیگران ببُریم.
دیگران میتوانند نزدیکترین افراد به ما باشند. آدمِ متوقع و چشمانتظار، همیشه ناآرام است. وقتی یک بار برای همیشه توقع خود را از همه ببُریم و به خود معطوف کنیم، تا ابد راحت خواهیم بود. ما باید این واقعیت را بپذیریم که جز خودمان روی هیچکس حساب باز نکنیم. اگر طی زندگی افرادی ما را همراهی کردند و مورد لطف قرار دادند، آن را وظیفهی ایشان ندانیم. سپاسگزار باشیم و بدعادت نشویم.
https://t.me/ExecutiveManagement