🏛😢 سرودهای برای مادر ستار بهشتی 😢
توضیح: شعر زیر با الهام از مثنوی معروف نظامی گنجوی و به یاد قهرمانی مادر و خانواده شهید ستار بهشتی سروده شده است.
در این سروده حماسی، دلیری مادر شهید ستار بهشتی با بزدلی و پستی و چاپلوسی پدر شهید محسن روح الامینی مقایسه می شود.
شاعر: گمنام
«پیرزنی را ستمی درگرفت» زارزنان چفیه رهبر گرفت
گفت که درمانده ام و بی کسم زار زنم تا که به جایی رسم
داد کنم داد که دادم دهند وز غم بیداد مرا وارهند
پور گرفتی ز من و یاورم نور دو چشمانم و نا نآورم
هارترین گله سگ هات را لشگر قداره کش لات را
خود تو کشاندی به در خانه ام زفت ربودی دُر یکدانه ام
از پس آن کم ز یکی هفته شد کز غم فرزند دلم تفته شد
نزد من آورده سگان پیکرش در کفنی بسته و خونین سرش
هیچ ندادند به یک دم مجال تا که ببوسم رخ و آن سفت و یال
یا که زنم بر تن سیمین گلاب زخم و کبودیش بشویم به آب
از ستمت بر من بی کس چه باک؟ با تن بی غسل گر او شد به خاک
شرع شما گفته و خود خوانده اید نیست روا شستن تن بر شهید
شرم نداری ز زبونی خویش؟ دیه فرستی به من د لپریش؟
کاین بستان و خفه شو دم مزن؟ پول چه مرهم به من پیرزن؟
بود گمانت که ببوسم زمین؟! چون پدر محسن روح الامین؟!
گرچه نه من دکترم و جاه مند لیک منش دارم و طبع بلند
تیر خلاصی نزدم من یکی کز پس آن قاب کنم مدرکی
یک پسرم کشتی و باکم مباد ملت ایران همه پورم بُواد
گر که تو ضحاک شدی، کاوهام کین طلبم از غم نوباوهام
در ره ایران پسرم گر برفت گشت سیاوش ره دوری نرفت
خون سیاووش چو آید به جوش از همه ایران تو ببینی خروش
از پی خونش همگی کینه خواه لابهکنان خوار بیفتی به چاه
چشم بدارم که ببینم جزات از رسن آونگ شده مجتبات
نام تو آلوده صد ننگ باد ننگ به تو خونی دلسنگ باد
صد چو من و پور من و بیش از این باد فدا در ره ایران زمین
****
شاعر شوریده که شیون شنید شیردلی از زن بیچاره دید
در دل خود گفت بر آن زن درود آنچه که خواندیش هم اینک سرود
بود امیدش که کند جاودان شرح دلیری زن قهرمان
چون رفقا شعر شنودند ازو جمله بگفتند که خامش! مگو!
قرمه و سبزیت بپز روی بار لیک ز بویش سر خود پاس دار
از سر سبز تو دریغا دریغ گر دهدش سرخ زبان زیر تیغ
شاعر شوریده سخنها شنود گفت نه زنهار شما یاوه بود
لیک مرا می نرود پند یاد پند گرانمایه که مادر بداد
گفت که جانا سخنم گوش کن بزدلی و یأس فراموش کن
گفت بسی خواندهام و دیدهام خوشتر از این قصه بنشنیدهام
گشت نگون تخت ستمکارهای ز آه زن عاجز بیچارهای
نقل از: نجواهای نجیبانه:
(نقد نظام جمهوری اسلامی ایران و رهبران آن)
ویرایش و تدوین: عباس خسروی فارسانی
جلد هفتم، ص ۱۹۳
طنز تلخ