در آستانه ی جنبش قلبم
همراستا با باد
همزاد با دریا
تو را چگونه فراموش کنم؟ مهسا
تو بیداری چون من
من چون تو
هردو تنها
در این میانه مردمی همراه با ما
و سقف آرزوهای کوچکمان را
باد برده است
به آسمانها
به همانجا که اکنون در آنی
در اوج کهکشان ها
تو را چگونه فراموش کنم؟مهسا
فردا که آید
روزهای آزادی
تو در کنارمانی
با همه ی زیبایی
و تا توانی در این جهان
بدرخشانی
نامت را
تو را چگونه فراموش کنم؟مهسا
من و تو
سقف رویای کوچکی داشتیم
از زن بودنمان
حتی فقط از بودنمان
اما زنان دیگرم
مردان دیگرم
همگی شدند تو
شدند ما
سهم مان شد کشوری
به پهنای آزادی
شد نامت به گستردگی جهان
برای ما
که در پی یک چرخش گیسوی تو
این چنین
شگفتانه به دنبال اسم شهیدانمان
دست در دست هم
فشردیم رنگ زیبای نامت را
تو را چگونه فراموش کنم؟مهسا
فردا که امیدی هست
رنجها نیست
فردا که من هستم
تو نیستی
نامت را چگونه فراموش کنم؟مهسا
نامت نماد نشد
نشانه نیست
این یک نامِ ساده نیست
دختری است به نامِ ایران
به نام مهسا
به نام ارغوان
به نامِ تمامِ دخترانِ ایران
دوشادوشِ مردانی با غیرتِ شیران
فردا که آزاد شویم
نام تو
نام ایران است
آسوده بخواب
که اینجا
کشور شیران است
تو را هرگز فراموش نمیکنم
مهسا
شاعر : ارغوان
@irannc