خون که حرف میزند
انار نمیشود بر لبهای کوچه
شتک میزند
بر شانه های لخت تاریخ
خون که حرف میزند
درخت و کلمه و بوسه
خلاصه میشوند در خیابان
به وقت پاییز
در انتظار رهایی...
خون که حرف میزند
مکث می کند زمان
برای نوشتن
خون که حرف میزند در خیابان
بی بی سی آب می شود
خون که حرف میزند در خیابان
رسانه ملی آب می شود
خون که حرف میزند در خیابان
جمهوری خواه ها و دموکرات ها
دوستان منطقهای و غیر منطقهایِ جهان آزاد
لیبرال دموکراسی آب می شود
خون که حرف می زند در نیزار
یک هفته باران می بارد در سی ان ان
سونامی میشود همه جا
گرمایشِ زمین و زمان سرعت میگیرد
و ریه های آمازون به خس خس میافتد...
خون که حرف میزند
پینوشه از گور برمی خیزد
دست در دست فرانکو ،فوجی
و عموسام
شیلنگ های آب ضد شورش را
میگیرند روی
پدران ،
مادران،
خواهران ،
برادران
و بچههایمان ...
بچه ها ماهی می شوند
و در رودخانه ی آراز خلاف جهت رودخانه شنا می کنند
خون که حرف میزند
صندوق بینالمللی پول
گاو مش حسن را سزارین می کند
به تاریخ اعلیحضرت همایونی
و اقتصاددان های آزاد
خرکیف از افزایش تولید ناخالص ملی
و افزایش نابهنگام قیمت حاملهای انرژی، بنزین
عرق میریزند
عرق میریزند
شر شر
و به تمام زبانهای زنده ی دنیا
به شیوهای پست مدرنیستی
متمدن
نسبی
و خشونت پرهیز
پیام میفرستند :
"شورش ها را خفه کنید!
شورش ها را فورا خفه کنید!"
ماموران ضد شورش
به هر زبان
ماموران ضد شورش اند
ماموران افزایش سرانه ی سرکوب
در خاورمیانه، افریقا یا آمریکای لاتین
با باتوم، گاز اشک آور
تیراندازی مستقیم
به چشم یا به کاسه ی سر
با نقاب یا
با پیراهنهای سفید و شلوارهای سیاه
که کنتراست نور و مرگ است در نقاشیهای گویا
یا ماه و شب در شعرهای لورکا
خون که حرف میزند در خیابان
حرف که میزند در خیابان
خفه خون که نمی گیرد خیابان
خیابان
تاریخ میشود
سانتیاگو میشود
بیروت میشود
بغداد می شود
شهریار و ماهشهر میشود
و نیروهای مسلح را
در سنگر هایی که برای کشتن آماده کردهاند
دفن می کند
و
خون
ترانه می شود
ترانه کوچه می شود
«محمد لطفی»
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing