1- در این چهلسال، بزنگاههایی بود که بنظر میرسید جمهوریاسلامی میتواند در آنها بچرخد و از یک نظام توتالیتر مذهبی به یک دیکتاتوری معمولی بدل شود. جریانهای سیاسیای هم در درون حکومت بودند که چنین مسیری را دنبال میکردند و به دنبال تبدیل جمهوریاسلامی به چیزی شبیه امارات بودند. آنچه در تمامی این سالها مانع شد تا چنین نگاهی حاکم شود، درک خامنهای از ماهیت جمهوریاسلامی بود. خامنهای و هسته اصلی قدرت، ماهیت جمهوریاسلامی و تداوم آن را در حفظ درونمایه شیعهسالار حکومت میبینند. در واقع، آنها ساختار مذهبی و ایدئولوژیک حکومت را ضامن بقای آن میدانند. پرسش درباره اعتقادات مذهبی هسته اصلی حکومت و نسبت آن با حفظ قدرت،چیزیست شبیه داستان مرغ و تخممرغ.اعتقادات مذهبی آنها ضامن بقای قدرتشان است و قدرتشان در جهت بسط اعتقادات مذهبیشان.به این مفهوم، ایدئولوژی و پراگماتیسم در جمهوریاسلامی رابطهای درهمتنیده و در خدمت یکدیگر دارند. اعتقادات مذهبی در ساختار جمهوریاسلامی به حکومت، لاقل در ذهن معتقدان و مدافعان مذهبیاش، مشروعیت میدهد. با گذار به یک دیکتاتوری معمولی نظیر امارات، حکومت این پایگاه مشروعیت را از دست داده و مجبور خواهد شد مشروعیت خویش را به کارآمدی پیوند زند. پیوندی که میتواند خطرناک باشد.
Bamdad____
@ajibzad