✳️ خطای شناختی خود کارآمدی✅ یکی از مثالهای جذاب از اقتصاد رفتاری که به وضوح نشاندهنده تأثیر خطاهای شناختی در تصمیمگیریهای مالی است، پدیده "خودکارآمدی" یا "Overconfidence Bias" در سرمایهگذاران است.
🔻مثال: سرمایهگذاری خودکارآمد
فرض کنید، بهنام، یک سرمایهگذار فردی در بازار بورس است. او مدتی را به مطالعه و تحلیل بازار اختصاص داده و با بعضی از شرکتهای موفق آشنا شده است. بهنام به سرعت موفق به شناسایی الگوها و روندهای بازار شده و تصور میکند که میتواند به راحتی پیشبینی کند کدام سهام در آینده بالا میرود و کدام پایین میآید.
🔸 سناریو:
1. حس خودکارآمدی:
بهنام به شدت به تواناییهای خود مطمئن است و او احساس میکند که میتواند از بازار پیشی بگیرد. به همین دلیل، تصمیم میگیرد بخش زیادی از پسانداز خود را در سهام یک شرکت فعال در زمینه فناوری که اخیراً در اخبار شهرت پیدا کرده، سرمایهگذاری کند.
2. بیتوجهی به ریسک:
با وجود اینکه بسیاری از تحلیلگران هشدار دادهاند که ارزش این شرکت ممکن است به دلیل ورود رقبای جدید در بازار کاهش یابد، بهنام به این هشدارها توجهی نمیکند. او بر این باور است که چون خودش شرایط بازار را به خوبی درک میکند، میتواند موفق شود.
3. نتیجه منفی:
چند ماه بعد، به دلیل نوسانات شدید بازار و عملکرد ضعیف آن شرکت در مقایسه با پیشبینیها، ارزش سهام به شدت پایین میآید. بهنام علاوه بر ضرر مالی، دچار احساس ناامیدی و سرخوردگی میشود زیرا به معنای واقعی کلمه بازار را دست کم گرفته و اثرات واقعی تصمیماتش را نادیده گرفته است.
🔹 نتیجهگیری:
این مثال از "خودکارآمدی" نشان میدهد که چگونه احساساتی مانند احساس برتری و اعتماد بیش از حد به خود میتواند منجر به تصمیمهای مالی نادرست شود.
🔺در واقع، بهنام به جای توجه به تحلیلهای موجود و ارزیابی ریسک، تنها بر روی احساسات و تصورات خود تکیه کرده بود.
🔷 این پدیده در اقتصاد رفتاری به وضوح نشاندهنده این است که سرمایهگذاران باید آگاه باشند که احساسات و خطاهای شناختی میتوانند تأثیر عمیقی بر تصمیمگیریهای مالی آنها داشته باشند و برای جلوگیری از اشتباهات مشابه، باید یک رویکرد منطقی و مستند برای سرمایهگذاری اتخاذ کنند.
مدیران ایران
https://t.me/ExecutiveManagement