▪️ سیاستپیشگان بیجگر و اهالی صنف ورزش
⌛️ یک دقیقه
🔻 در اخبار خواندم که فلان شطرنجباز ایرانی ذیل پرچم فدراسیون جهانی وارد مسابقات جهانی شده و با رقیبی از رژیم صهیونیستی هم بازی کرده و نایبقهرمان شده است. پیشتر هم که آن جودوکار در موقعیتی مشابه، جلای وطن کرد و مسابقهدادن با صهیونیستها را به ماندن در وطن ترجیح داد.
احتمالاً هم این افراد، آخرینهای سیاهه نیستند.
🔻در این باره، دو سخن دارم؛ یکی با سیاستپیشگان و دیپلماتها و دیگری با ورزشکاران!
سخنم با سیاستپیشگان این است که ورزشکاران تا کی باید چوب بیکارگی و بیجگری شما را بخورند و هزینهٔ بیجُربزگی و بیبخاری شما را بدهند؟ اگر آرمان فلسطین واقعی است، که هست، و اگر رژیم صهیونیستی متغلب است، که هست، و اگر نباید آن را در عداد آورد، که نباید، چرا آشکارا فریاد نمیزنید که ورزشکاران ما با منسوبان به این رژیم جعلی مصاف نمیکنند، چون بهرسمیتش نمیشناسیم؟ چرا موانع حقوقی آن را در بالادست رفع نمیکنید که مجبور نباشیم از واهمهٔ محرومیت و چونآن، چون بید به خود بلرزیم و «مصدومیت» و «اضافهوزن» و «باخت» را دستآویز بیحالی خود قرار دهیم؟ بهراستی یک مسئول جگرآور در آن دستگاه ویلانِ دیپلماسی نیست که نقطهٔ پایانی بر جملهٔ این مذلت و ناکارآیی بگذارد؟
🔻دربارهٔ ورزشکارانی اینچنینی هم نمیدانم ایراد کار از کجاست. آیا با گروهی از افراد طرفیم که آنقدر خون انسان برایشان بیرنگ است که حاضر نیستند بهخاطر آن، از مدالی احتمالی چشم بپوشند؟ آنقدر آن زر و سیمِ مدال اغوایشان میکند که قدمگذاشتن بر سکو را بر گامزدن بر خاک وطن مرجح میدارند؟
🔻مسئلهٔ فلسطین، امروز، دیگر نه مسئلهای محدود به یک منطقه و آیین و مذهب و نژاد، که مسئلهای انسانی و جهانی و بیمرز است.
ای کاش این قماش از «صنف ورزش»، پیش از پرچمفروشی، بهاندازهٔ ساعتی، و فقط ساعتی، دربارهٔ فلسطین مطالعه کنند و بعد تصمیم بگیرند.
🔻والله هزاران مدال طلا و نقرهٔ شما و اسلاف و احفادتان به لحظهای غم یا لبخندِ کودکی یتیم و خستهجان هموزنی نمیکند؛ کودکی که کودکیِ خودش و همنسلانش و پدرش و پدرانشان و مادرش و مادرانشان زیر چکمهٔ مُشتی کفتار و بدتر از کفتار، بهسر شده است.
شهر خالی است ز عشاق بود کز طرفی
مردی از خویش برون آید و کاری بکند
📝 حسین شاهمرادی
@Fars_Plus