ای کوتوالِ پیر!
آهی که همچو جان اسیران بلب رسید
چون تیر پر گرفت و گذشت از کمان خویش
وقتست تا که از دل هر زخمه بشنوی
فریاد کینهجویی قربانیان خویش
وقتی که از نهیب خروشان نعرهها
برخاستی سپیده دم از بستر حریر
پیر و جوان و خرد و کلان نعره میکشند:
«توپ،تانک،فشفشه؛ خامنهای کسکشه»
عجیب زاده