✳️ «اقتصاد فرمان می‌پذیرد؛ آموزه های انقلاب هزینه مبادله کوز و تجربه تاریخی ایران»
دکتر فرشاد مومنی
مقدمه
در ادبیات اقتصادی ایران، گاه عباراتی مطرح می‌شود که در نگاه نخست شاید جذاب به نظر آیند، اما با مبانی روش‌شناختی اقتصاد بیگانه‌اند. از جمله این عبارات، گزاره «اقتصاد فرمان نمی‌پذیرد» است. تحلیل علمی نشان می‌دهد که چنین دیدگاهی ریشه در فقدان درک از تحولات نظری علم اقتصاد دارد و بیشتر بازتاب نفوذ منافع گروه‌های خاص است تا انعکاس یک حقیقت علمی. این گزارش با واکاوی انقلاب هزینه مبادله به ابتکار رونالد کوز، و بررسی نسبت آن با تجربه ایران در دوران جنگ و پس از جنگ، به تبیین این مسئله می‌پردازد.
۱. نقد گزاره «اقتصاد فرمان نمی‌پذیرد»
به‌کارگیری عباراتی همچون «اقتصاد فرمان نمی‌پذیرد» از سوی برخی افراد، نشانگر فقدان ابتدایی‌ترین آشنایی با روش‌شناسی علم اقتصاد است. این گزاره نه‌تنها با تجربه تاریخی ناسازگار است، بلکه با تحولات نظری اقتصاد مدرن نیز تضاد دارد.
۲. رونالد کوز و انقلاب هزینه مبادله
رونالد کوز نخستین بار در سال ۱۹۳۷ ایده‌های خود درباره هزینه مبادله را منتشر ساخت. با این حال، جایزه نوبل اقتصاد دوسال پس از پایان جنگ سرد به او تعلق گرفت. این تأخیر ناشی از ملاحظات سیاسی بود؛ زیرا کار بزرگ کوز بیان این واقعیت بود که:بازار تنها ابزار هماهنگی اقتصادی نیست.«فرمان» نیز می‌تواند ابزار کارآمدی برای تخصیص منابع باشد.در شرایطی خاص، فرمان کاراتر از بازار عمل می‌کند.در سال‌های جنگ سرد، پذیرش چنین ایده‌ای به معنای تقویت اردوگاه رقیب تلقی می‌شد و از همین رو نظریه او تا دهه‌ها در حاشیه نگاه داشته شد. اما پس از جنگ سرد، از او به‌عنوان بنیان‌گذار «انقلاب هزینه مبادله» تجلیل شد.
۳. مضمون انقلاب هزینه مبادله
انقلاب هزینه مبادله به گفته اقتصاددانان، پس از انقلاب کینزی، دومین نقطه عطف بزرگ در علم اقتصاد محسوب می‌شود. پیام اصلی این تحول چنین است:
ایدئولوژی زدگی از بازار را به لحاظ علمی بی اعتباری مطلق بخشید.بازار همواره ابزار بهینه تخصیص منابع نیست.
هزینه‌های مبادله کمیت‌پذیر و قابل اندازه‌گیری‌اند.
در برخی مبادلات، عدم اتکا به بازار «حماقت» است.
در برخی دیگر، واگذاری به بازار ظلم به جامعه و نسل‌های آینده است.بدین ترتیب، هرچه نظام‌های اقتصادی-اجتماعی پیچیده‌تر شوند، هزینه‌های مبادله افزایش یافته و اعتبار تحلیل‌های قیاس‌محور بازارگرایانه کاهش می‌یابد. در چنین شرایطی، اداره اقتصاد بر اساس «فرمان مبتنی بر خرد» می‌تواند کارآمدتر از اداره مبتنی بر بازار باشد. البته این فرمان باید بر پایه عقلانیت، سلامت مالی و استقلال ملی استوار باشد، نه بر پایه نفوذ قاچاقچیان یا نمایندگان منافع خارجی.
۴. تجربه ایران: مقایسه دوران جنگ و پس از جنگ
بررسی تجربه ایران نیز این مدعا را تأیید می‌کند.
در دوران جنگ، فرمان‌های اقتصادی مبتنی بر خرد، مشارکت و سلامت مالی بودند. مسئولان کشور به منافع شخصی نیندیشیده و به‌عنوان «امانت‌داران ملت ایران» عمل کردند. نتیجه آنکه در سخت‌ترین شرایط تاریخی، کشور توانست افتخارات و دستاوردهایی ارزشمند بیافریند.در دوره پس از جنگ، فرمان‌ها تحت نفوذ سوداگران، رباخواران و منافع خارجی قرار گرفت. نتیجه، بروز بحران‌ها و ناکامی‌های گسترده بود.این مقایسه نشان می‌دهد که فرمان در اقتصاد نه‌تنها ممکن است، بلکه در شرایط خاص می‌تواند بسیار کارآمدتر از بازار باشد.
۵. فریب‌های سیاست‌گذاری: از جهانی‌سازی تا جایگزینی واردات
لیست در مواجهه با موج جهانی شدن اقتصاد در میانه قرن نوزدهم تأکید می‌کرد که هیچ عنصری به اندازه «سیاست‌گذاری اقتصادی بخردانه» نقش سرنوشت‌ساز در توسعه ملی ندارد. این هشدار همچنان برای ایران معاصر درس‌آموز است.
۵.۱. فریب «اقتصاد فرمان نمی‌پذیرد»
چنان‌که توضیح داده شد، این گزاره فاقد اعتبار علمی بوده و بیشتر ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به منافع گروه‌های خاص است.
۵.۲. فریب «جایگزینی واردات محکوم به شکست است»
یکی دیگر از فریب‌های رایج این است که سیاست جایگزینی واردات را محکوم به شکست می‌دانند. در حالی‌که:
آدام اسمیت خود گواهی داده که دستاوردهای انگلستان نتیجه حمایت‌گرایی بوده است.لیست نیز در کتاب «اقتصاد ملی و اقتصاد جهانی» با ارائه دوازده مؤلفه، چارچوب جایگزینی واردات توسعه‌گرا را تبیین کرده است.
اما در شرایط استعماری، این سیاست به‌صورت وارونه اجرا شده است: به نام جایگزینی واردات، توسعه واردات در دستور کار قرار گرفته است.
۶. تجربه تاریخی ایران در دوره پهلوی

Comments

Be the first to add a comment