✅ روانشناسان و متخصصان بهرهوری و کوچینگ، عصر امروز را عصر حواسپرتی مینامند و بر این باور هستند که در چنین روزگاری، چارهای جز رسیدن به یک سیستم درست و حرفهای برای تمرکز وجود ندارد. خیلی از اوقات، نداشتن یک ذهن متمرکز هم کیفیت کارمان را پایین میآورد و هم ساعات کاریمان را بالا میبرد. کاهش بهرهوری در بلندمدت، سرانجامی جز فرسودگی و کاهش بازدهی ذهنیمان ندارد.در این یادداشت میخواهیم به مهمترین درسها و آموزههایی که میتوان از کتاب ذهن متمرکز آموخت بپردازیم و سیستم بهرهوری مایکل هایت برای افزایش تمرکز ذهن را بررسی کنیم. ●درس اول: تمرکز بر همه چیز یعنی تمرکز بر هیچ چیز! یکی از مهمترین درسهایی که از کتاب ذهن متمرکز میآموزیم این است که تمرکز بر همه چیز، در واقع تمرکز بر هیچ چیز است. مهمترین گام برای تمرکز کردن، این است که یک موضوع خاص را انتخاب کنیم و تمام توان ذهنی خود را در یک بازه زمانی خاص روی آن صرف کنیم. در این بازه زمانی، نباید اجازه دهیم که هیچ موضوع یا مسئلهای حواسمان را پرت کند.از طرفی لازم است ساعات کاری روزانه خود را به صورت منطقی و درست تقسیم کنیم. نوشتن یک لیست کاری بلندبالا در ابتدای روز و عمل کردن به تمام موارد تا آخر شب، هم ذهن را خسته و فرسوده میکند و هم سایر ابعاد مهم زندگی مثل بودن در کنار خانواده، تفریح کردن با آنها، مطالعه رمان، گوش دادن موسیقی و غیره را با اختلال روبرو میکند. در کتاب ذهن متمرکز میخوانیم: ▪︎تمرکز بر همه چیز، تمرکز بر هیچ چیز است. وقتی خیلی شتابزده، فهرست بلندبالا و بیشماری از وظایف و امور ضروری را انجام میدهید، تقریباً غیرممکن است که به چیز شایان توجهی دست پیدا کنید. با این حال خیلی از ما روزها، هفتهها، ماهها، سالها و گاهی همه عمرمان را اینطور میگذرانیم. ●درس دوم: وفور اطلاعات، عاملی اصلی فقر توجه! یکی از اصلیترین عواملی که باعث از بین رفتن توجه و تمرکز انسانها شده، وفور اطلاعات است. وجود رسانههای اجتماعی و سایر ابزارها و رسانههای اطلاعاتی و خبری باعث میشود که ما هر روز با سیلی از اطلاعات متنوع بمباران شویم و حساسیت خود را نسبت به خیلی از مسائل مهم و بنیادین از دست بدهیم. زمانی اطلاعات واقع کمیاب بود و برخی انسانها در تمام عمر با یک مشت اطلاعات تکراری و یکسان روبرو بودند. این در حالی است که امروزه تکنولوژی، دسترسی ما به اطلاعات را خیلی راحت کرده و همین مسئله، ما را به سمت عدم توجه و آگاهی برده است. در ادامه بخشی از کتاب ذهن متمرکز در زمینه فقر توجه را میخوانیم: ■تحقیقات نشان میدهد که به طور متوسط هر سه دقیقه یکبار مزاحمتی ایجاد میشود یا حواسمان به شکلی پرت میشود. وفور اطلاعات، فقر توجه میآورد. امروز دیگر اطلاعات نایاب نیست ولی توجه واقعاً نایاب است. در واقع در جهانی که اطلاعات به رایگان موجود است، توجه در محل کار یکی از ارزشمندترین چیزهاست. ●درس سوم: تعریف درست بهرهوری: انجام کارهای درست! یکی از مشکلاتی که باعث میشود افراد لیست بلندبالایی از کارها و وظایف را برای خودشان طراحی کنند و پس از مدتی به فرسودگی برسند این است که تعریف درستی از بهرهوری ندارند. آنها فکر میکنند که بهرهوری، «کارهای بیشتری را سریعتر انجام دادن» است. مطالعات علمی و روانشناختی به خوبی نشان میدهد که این تعریف به هیچ عنوان درست نیست. از نظر مایکل هایت، بهرهوری یعنی انجام کارهای درست! کسی بهرهور شناخته میشود که روز خودش را با شفافیت آغاز میکند و با احساس رضایتمندی، موفقیت و انرژی زیاد به پایان میرساند. چنین کسی، کمتر کار میکند ولی دستاورد بیشتری را برای خودش رقم میزند. عوامل حواسپرتی به قدری در وجود انسانها ریشه دواندهاند که متخصصان کسب و کار اعلام کردند نیمی از کارهای کارمندان در سازمانها، هیچ نتیجه مثبت و اثربخشی برای کسب و کار ندارد و حتی گاهی بر خلاف ارزشها و اهداف سازمان است. در واقع افراد تنها فکر میکنند که دارند کار میکنند؛ در حالی که اگر خوب به کارها و اقداماتشان دقت کنیم، میفهمیم که کار آنها، «کار جعلی» است. ●درس چهارم: آشنایی با سیستم بهرهوری موجود درکتاب ذهن متمرکز سیستم بهرهوری موجود در کتاب ذهن متمرکز ، سه گام اصلی دارد. هر کدام از این سه گام، جزئیات خاص خودش را دارد. در ادامه به صورت مختصر و مفید با هر کدام از این گامها آشنا خواهیم شد: 🔺گام اول: دست نگه دارید. از نگاه مایکل هایت، نویسنده کتاب ذهن متمرکز، مشکل اکثر سیستمهای بهرهوری این است که از ما میخواهند که از همان ابتدا دست به کار شویم و سعی میکنند نحوه سریعتر و بهتر کار کردن را به ما نشان دهند.