دلنوشته‌ی یک یهودی–ایرانی

من از سرزمینی می‌آیم که مردمش برای گرد آمدن، همیشه به یک «کتاب» تکیه کرده‌اند.
کتابی که فقط مجموعه‌ای از واژه‌ها نیست، بلکه ستونِ ایستادگی است.

برای منِ یهودی، آن کتاب تورات است؛
روایتی که قوم مرا در تبعیدها، پراکندگی‌ها و قرن‌ها فشار، همچنان یک «ملت» نگه داشت.
کتابی که نه پادشاهان توانستند تغییرش دهند، نه فاتحان، نه زمان.

و برای منِ ایرانی—و برای میلیون‌ها ایرانی دیگر—آن کتاب شاهنامه است.
کتابی که ایران را در لحظه‌هایی که «ایران» در خطر بود، دوباره ساخت.
کتابی که کلمه‌ای از آن کم و زیاد نشد،
کتابی که زبان را نگه داشت،
هویت را نگه داشت،
و انسانیت را در دل تاریکی‌ها روشن نگه داشت.

ایران، پیش از آن‌که یک جغرافیا باشد، یک روایت است.
روایتی که در شاهنامه زنده ماند،
در حافظهٔ مردم ریشه دواند،
و در هر نسلی دوباره معنا پیدا کرد.

ایرانیان هنوز وقتی نام «ایران» را می‌شنوند، دلشان به یک مفهوم محکم گرم می‌شود:
به یک فرهنگ که هزار سال تلاش کرد اخلاق و کرامت انسانی را در دل فلسفه‌پردازی‌های سخت و گاه ناکام—زنده نگه دارد.
به یک تاریخ که بارها شکست خورد، اما هرگز از نو برخاستن را فراموش نکرد.

من یهودی–ایرانی‌ام.
ریشه‌هایم در دو سنتِ کتاب‌محور تنیده شده‌اند:
یکی تورات،
یکی شاهنامه.
هر دو مرا گرد می‌آورند،
هر دو مرا نگه می‌دارند،
و هر دو به من یاد داده‌اند که هویت، چیزی نیست که حکومت‌ها بسازند یا ویران کنند—
هویت، کتابی است که مردم دورش می‌ایستند.

این است معنای من از ایران.
این است معنای من از بودن.
✍آریل.ج
➖➖➖➖
#انقلاب_شیروخورشید
#جاویدشاه
#پاسارگادنیوزKFP
🌐🌐 @PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment