📢جمشید آموزگار و داستانی که باید شنید...

✍ مهدی نوذر



دو خاطره از جمشید آموزگار اگر کنار هم قرار بگیرند، یک تصویر روشن از دو مسیر متفاوت توسعه در منطقه می‌سازند.
اولی مربوط به زمانی است که بعد از انقلاب و‌ خروج وی از ایران از او دعوت می‌شود به دبی برود و درباره سرمایه‌گذاری درآمدهای نفتی مشاوره بدهد؛ جایی که به گفته خودش چیزی جز چند خیابان، یک فرودگاه کوچک و یک هتل ساده نبود.
دومی دیدارش با اکبر هاشمی رفسنجانی بعد از جنگ است؛ زمانی که هاشمی رفسنجانی برای دریافت وام از بانک جهانی اقدام کرده بود و آموزگار از مدیران ارشد بانک جهانی بود . آموزگار میگوید آن زمان به هاشمی تأکید کردم این منابع باید صرف پروژه‌های بزرگ و زیرساختی شود و من حاضرم در این خصوص به شما مشاوره بدهم که این پول در مسیر توسعه هزینه شود ولی هاشمی قبول نکرد !

نکته مهم ماجرا اما فقط تفاوت این دو روایت نیست، بلکه تغییری است که در مسیر تصمیم‌گیری ایران رخ داد. پس از انقلاب، بسیاری از مدیران و تکنوکرات‌های باتجربه‌ای که می‌توانستند در اداره و بازسازی کشور نقش کلیدی داشته باشند، عملاً از ساختار حکمرانی کنار گذاشته شدند یا کشور را ترک کردند؛ نیروهایی که تجربه مدیریت کلان و نگاه توسعه‌محور داشتند.
در مقابل، کشورهایی مثل امارات با استفاده از همین نوع تخصص و جذب مشاوران بین‌المللی، مسیر متفاوتی را انتخاب کردند. نتیجه این شد که دبی از یک شهر کوچک و ابتدایی، در کمتر از نیم قرن به یکی از قطب‌های بزرگ تجارت و گردشگری منطقه تبدیل شد.
در سوی دیگر، ایران با وجود منابع و ظرفیت‌های بسیار گسترده‌تر، به دلیل از دست دادن بخشی از سرمایه انسانی و ضعف در تداوم برنامه‌ریزی توسعه‌ای، نتوانست از تمام فرصت‌های تاریخی خود استفاده کند و تبدیل به خرابه ای شد که اکنون شاهدیم!

این مقایسه نشان می‌دهد تفاوت اصلی کشورها فقط در منابع نیست، بلکه در نحوه استفاده از سرمایه انسانی، حفظ نخبگان و نوع نگاه به توسعه است؛ عاملی که می‌تواند سرنوشت ملت‌ها را در چند دهه به‌طور کامل دگرگون کند. بزرگ‌ترین آسیبی که جمهوری اسلامی به ایران وارد کرد، نه فقط در اقتصاد و سیاست، بلکه در به حاشیه راندن نخبگان و مدیران کارآمد و جایگزینی آن‌ها با نیروهای غیرمتخصص و پخمگان رانتی بود؛ روندی که نتیجه‌اش را امروز به‌وضوح می‌بینیم.
اما این مسیر، سرنوشت محتوم ایران نیست. با پایان این چرخه ناکارآمد و سقوط جمهوری اسلامی، و با بازگشت نخبگان و نیروهای متخصص به کشور، ایران می‌تواند بار دیگر به مسیر واقعی توسعه و پیشرفت بازگردد؛ مسیری که شایسته ظرفیت‌های انسانی و طبیعی این سرزمین است و می‌تواند آینده‌ای متفاوت و روشن برای نسل‌های بعدی رقم بزند.


@flith

Comments

Be the first to add a comment