✳️ در یادداشت قبلی درباره عصر پیچیدگی گفتیم که مسائل
Complex
با مسائل صرفاً دشوار یا
Complicated
متفاوت اند.
در سیستم های پیچیده، بازیگران یاد می گیرند، به یکدیگر واکنش نشان می دهند و خودِ مداخله مدیر نیز رفتار سیستم را تغییر می دهد. اینجاست که مفهوم Emergence یا برآمدگی اهمیت پیدا میکند. یعنی پدیدارشدن الگویی در سطح کل سیستم که هیچیک از اجزا به تنهایی آن را طراحی نکرده اند. نمونه مشهور آن، حرکت هماهنگ دسته پرندگان است، بدون فرمانده و بدون نقشه مرکزی، نظمی پیچیده از چند تعامل ساده شکل می گیرد.

کریگ رینولدز در مدل معروف Boids در سال ۱۹۸۷ نشان داد که تنها با سه قاعده ساده،
• حفظ فاصله،
• هم جهتی با همسایگان و
• حرکت به سوی گروه
می توان رفتار پیچیده دسته را شبیه سازی کرد.
■ در سازمان ها نیز بسیاری از پدیده های مهم همین ویژگی را دارند. فرهنگ، اعتماد، شبکه های غیررسمی، نوآوری و حتی گاهی راهبرد واقعی سازمان صرفاً با دستور مدیر ایجاد نمی شوند، از هزاران تعامل روزمره برمی آیند. این نگاه، تعریف مدیریت را تغییر می دهد:
■ مدیر همیشه طراح نتیجه نیست، گاهی طراح شرایطی است که نتیجه مطلوب بتواند در آن ظهور کند. اما اگر نمی توانیم نتیجه را از قبل طراحی کنیم، چه باید کرد؟

■ اینجا به پرسش بعدی عصر پیچیدگی می رسیم: آیا به جای پیشبینی و برنامه ریزی بزرگ، باید شروع به آزمایش های کوچک کنیم؟

Comments

Be the first to add a comment