This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال بی‌باران
جلپاره‌یی‌ست نان
به رنگ بی‌حرمت دل‌زده‌گی
به طعم دشنامی دشخوار و
به بوی تقلب.
ترجیح می‌دهی که نبویی نچشی،
ببینی که گرسنه به بالین سرنهادن
گواراتر از فرودادن آن ناگوار است.
سال بی‌باران
آب
نومیدی‌ست.
شرافت عطش است و
تشریف پلیدی
توجیه تیمم.
به جد می‌گویی: خوشا عطشان مردن،
که لب‌تر کردن از این
گردن‌نهادن به خفت تسلیم است.
تشنه را گرچه از آب ناگزیر است و گشنه را از نان،
سیر گشنه‌گی‌ام سیراب عطش
گر آب این است و نان است آن.

«احمد شاملو »

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment