✳️ رابطه بین نابرابری درآمد و تحرک بین‌نسلی

✅ مقاله 2013 مایلز کوراک به بررسی رابطه بین نابرابری درآمد و تحرک بین‌نسلی می‌پردازد و تمرکز آن بر این است که چگونه نابرابری‌های اقتصادی بر فرصت‌ها و نتایج نسل‌های آینده تأثیر می‌گذارد. "منحنی گتسبی بزرگ" به عنوان محور اصلی این مقاله بکار گرفته شده و رابطه منفی بین نابرابری درآمد و تحرک اجتماعی را نشان می‌دهد.

داده‌های مورد استفاده مقاله بین کشوری و شاخص اصلی استفاده شده "کشش درآمدی بین‌نسلی" است که میزان انتقال مزایا یا معایب درآمدی از یک نسل به نسل بعد را نشان می‌دهد. مقاله نشان می‌دهد که افزایش نابرابری درآمدی با کاهش تحرک بین نسلی همبستگی دارد، به این معنا که پیشینه خانوادگی به طور فزاینده‌ای نتایج اقتصادی جوانان را تعیین می‌کند. یافته دیگر این مقاله این است که در کشورهایی مانند ایالات متحده، ایتالیا و بریتانیا تحرک بین نسلی پایین بوده، در حالی که کشورهای شمال اروپا به دلیل توزیع عادلانه‌تر درآمد، تحرک بیشتری نشان می‌دهند. این یافته در مقاله بلک و همکاران (2020) که در مورد نروژ به انجام رسیده است نیز تایید می‌گردد.

مقاله به بررسی عواملی که بر تحرک تأثیر می‌گذارند، از جمله سرمایه‌گذاری خانوادگی در سرمایه انسانی، شرایط بازار کار و سیاست‌های عمومی می‌پردازد و تأکید می‌کند که سرمایه‌گذاری در آموزش و مهارت‌های کودکان برای بهبود تحرک حیاتی است، اما این سرمایه‌گذاری‌ها اغلب به وسیله وضعیت اقتصادی-اجتماعی تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
🔺مقاله ادعا می‌کند که سیاست‌های عمومی در ایالات متحده تمایل به حمایت از ثروتمندان دارند و نابرابری‌ها را تشدید می‌کنند به جای اینکه آن‌ها را کاهش دهند. به عنوان مثال، هزینه‌های آموزشی به طور نامتناسبی به نفع خانواده‌های با درآمد بالا است. پیشنهاد مقاله جهت‌گیری سیاست‌های عمومی بر بهبود فرصت‌ها برای کودکان محروم است، مانند بهبود دسترسی به آموزش و مراقبت‌های بهداشتی با کیفیت.

مطالبی که در دو یادداشت قبل از منابع مختلف ذکر شد را گزارش نابرابری جهانی 2022 نیز تأیید می‌کند. با توجه به گستره مطالعاتی وسیع‌تر این گزارش، اشاره به این یافته جالب توجه است که منطقه منا (خاورمیانه و شمال آفریقا) نابرابرترین منطقه جهان است، جایی که 10 درصد از جمعیت این منطقه 58 درصد از کل درآمد را به خود اختصاص می‌دهند. در مقابل، اروپا با 36 درصد درآمد در اختیار 10 درصد برتر، کمترین نابرابری را دارد. همچنین نابرابری درآمدی به‌طور قابل‌توجهی در مناطق مختلف جهان متفاوت است؛ برای مثال، در شرق آسیا، 10 درصد برتر 43 درصد از کل درآمد را در اختیار دارند، در حالی که این رقم در آمریکای لاتین 55 درصد است.

از نظر مقایسه تاریخی این گزارش یافته جالب دیگری را نیز مطرح می‌کند. نابرابری‌های جهانی امروزی با سطح نابرابری‌های دوران اوج امپریالیسم غرب در اوایل قرن بیستم قابل مقایسه است. اگرچه نابرابری بین کشورها در چند دهه اخیر کمی کاهش یافته، اما نابرابری‌ها در داخل کشورها به شدت افزایش یافته است. همچنین در طول 40 سال گذشته، کشورها به‌طور کلی ثروتمندتر شده‌اند، اما دولت‌ها فقیرتر شده‌اند. این تغییر عمدتاً به دلیل تمرکز روزافزون ثروت در دست بخش خصوصی است اما این رشد ثروت کاملا نابرابر بوده است. 1 درصد برتر از نظر درآمد در سطح جهانی، 38 درصد از رشد ثروت از اواسط دهه 1990 را به خود اختصاص داده‌اند، در حالی که 50 درصد پایین‌تر تنها 2 درصد از این رشد را به دست آورده‌اند. ثروت ثروتمندترین افراد جهان از سال 1995 با نرخ 6 تا 9 درصد در سال افزایش یافته است، در حالی که میانگین رشد ثروت جهانی 3.2 درصد بوده است.

اما نکته اساسی این گزارش رد ایده Trickle Down است گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۲ شواهد قابل توجهی در رد اقتصاد فروریزشی ارائه می‌دهد و بر لزوم تغییر در سیاست‌های اقتصادی برای مقابله با افزایش فاصله میان ثروتمندان و فقرا تأکید دارد. طبق این گزارش سیاست‌های به اجرا درآمده دولت‌ها در حمایت از بنگاه‌های بزرگ با این انگیزه که با رشد درآمدها، طبقات فرودست، منتفع خواهند شد بیشتر به تمرکز ثروت دامن زده است. سیاست ها و پیمانهای بین المللی نیز همین نتایج را رقم زده است نتایج پیمان‌هایی مانند ترنس-پسیفیک و یا ایجاد مرکز بین المللی حل اختلافات سرمایه‌گذاری به نفع تمرکز بیشتر ثروت رقم خورده است.
https://wid.world/methodology/#library-key-reports
كانال قواعدبازی
https://t.me/ExecutiveManagement

Comments

Be the first to add a comment